76 .
( 1 ) اسكندر ، هيركانيان و مردمان همسايه اين سرزمين را به اطاعت خويش درآورد و سرداران بسيارى كه داريوش را هنگام فرار همراهى كرده بودند ، خود را تسليم كردند . وى با آنها به نرمى رفتار كرد و اينچنين ، آوازهى نرمخويى را از آن خويش ساخت . « 1 »
( 2 ) در واقع ، حدود 1500 يونانى كه به داريوش خدمت كرده بودند ، اندك زمانى بعد خود را تسليم اسكندر كردند : آنها از شجاعت چشمگيرى برخوردار بودند . اسكندر ايشان را سزاوار عفو و بخشش دانست و با همان مواجب ، منصب و مقامى در سپاهش به آنان بخشيد . « 2 »
( 3 ) اسكندر آنگاه نواحى ساحلى هيركانى را طى كرد و سرزمين مردمانى را كه ماردها ناميده مىشدند ، به تصرف خويش درآورد . اينان كه از شجاعت بىنظيرى برخوردار بودند ، قدرت روزافزون شاه را به ديدهى تحقير مىنگريستند و به عقيدهى ايشان ، قدرت او سزاوار كمترين ارج و احترامى نبود .
( 4 ) آنان ، برعكس ، با 8 هزار جنگجو راههاى ورودىاى را كه به سرزمينشان منتهى مىشد ، اشغال كردند و مىخواستند با اعتماد به نفس ، حملهى مقدونيان را برتابند ؛ ولى شاه بر سر آنان ريخت و پيكار را آغاز كرد ؛ بيشترشان را از دم تيغ گذراند و به تعاقب باقى آنان در بخش كوهستانى سرزمينشان پرداخت .
( 5 ) بارى ، وقتى وى اين سرزمين را با آتش ويران مىكرد ، غلامانى كه اسبان شاهى را مىآوردند ، اندكى از شاه دور شدند . بدينسان چند تن از بربرها بر سر آنها ريخته ، بهترين اسب را ربودند . « 3 »
( 6 ) اين اسب ، هديهاى از طرف دمارات كورنتى بود و شاه در تمامى جنگهايى كه در آسيا رخ داده بود ، بر آن سوار مىشد . وقتى هنوز زين و يراق نشده
هامش
هرتسفلد در اين كتاب اشاره مىكند كه در آغاز قرن 19 ، روستاهاى دورافتادهى البرز ، تنها از راه پرورش زنبور روزگار مىگذراندند .
( 1 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 23 ، 3 ؛ 7 ) كنت كورث ( 6 ، 4 ، 23 - 24 ؛ 6 ، 5 ، 1 ؛ 12 - 23 )
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 23 ، 2 ، ؛ 8 - 9 ؛ 3 ، 24 ، 3 ) ؛ كنت كورث ( 6 ، 5 ، 6 - 10 )
( 3 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 6 ، 5 ، 18 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 44 ، 2 - 3 )