بود ، « 1 » با خيابان بزرگى كه تقريبا شهر را از ميان قطع مىكرد و به واسطهى ابعاد و زيبايىاش ، از عجايب به شمار مىرفت . اين خيابان از دروازهاى به دروازهى ديگر ، به درازاى چهل استاد و پهناى يك پلتر ، گسترده مىشد و با خانهها و معابدى با بناهاى باشكوه تزيين شده بود .
( 4 ) اسكندر همچنين دستور داد قصرى بنا كنند : اين اثر بزرگ و چشمگير هم ، از عجايب است . پس از اسكندر ، تقريبا تمامى شاهان مصر ، تا عصر ما ، بناهاى باشكوهى بر اين قصر افزودند .
( 5 ) خلاصه اينكه ، شهر به دنبال آن ، چنان وسعتى يافت كه بسيارى آن را نخستين شهر دنيا مىشمارند . در واقع ، به واسطهى زيبايى ، وسعت ، فراوانى درآمدهاى عمومى و بهرهمندى از هر آنچه كه به لذات زندگى مربوط است ، سرآمد ديگر شهرهاست .
( 6 ) جمعيت اين شهر نيز از جمعيت ديگر شهرها ، بسيار بيشتر است . در دورهاى كه ما به مصر سفر كرديم آنهايى كه متصدى ثبت جمعيت بودند ، بيان كردند كه تعداد مردم آزاد بالغ بر 300 هزار تن مىشود و شاه از مصر درآمدى بيش از 6 هزار تالان مىستاند . « 2 »
( 7 ) اينچنين اسكندر شاه پس از آنكه ساخت اسكندريه را به برخى از
هامش
( 1 ) . دربارهى خلاميد مقدونى ؛ ر . ك به :PlineN . H . 5 , 62 etL'etudedecl . Preaux , Alexandrieetlach lamyde , chroniqued'Egypt e 43 ( 1968 ) , pp . 176 - 187( 2 ) . اين ارقام مشكلاتى را پيش روى مورخان قرار داده است . پرو اين جمله را مبهم مىپندارد ، ر . ك به :Cl . Preaux , L'economieroyald esLagides ( 1939 ) , p . 425همچنين ر . ك به :Fraser , op . cit . , I , pp . 90 - 91 etII , n . 358ديودور تنها مىگويد كه هنگام اقامتش در اسكندريه ( در زمان پادشاهى( PtolemeeAulete، الف : شهر داراى 300 هزار مرد آزاد بود ( اين امر بدان معنى نيست كه شهر داراى 300 هزار شهروند بوده است . )
ب : درآمد مصر بالغ بر 6 هزار تالان مىشد . بىگمان اين رقم بسيار كمتر از رقمى است كه استرابون ( 17 ، 1 ، 13 ) از زبان سيسرون نقل مىكند ( 12500 تالان ) ؛ اما اوضاع ، ناگهان در زمان پادشاهى پتولمه اولت متزلزل شده و عموم كه با روميان سر عناد دارند ، اشتياق چندانى براى پر كردن خزانههاى دوستان گابينيوس( Gabinius )، كه ديودور احتمالا اين اطلاعات را از او گرفته است ، از خود نشان نمىدهند .