تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
( 4 ) اسكندر خشنود از پيام غيبى كه به وى داده شد ، نذورات باشكوهى را وقف ايزد كرد « 1 » و به مصر بازگشت .

52 .

( 1 ) چون تصميم گرفته بود شهر بزرگى در مصر بنا كند ، به كسانى كه براى اين منظور در آن‌جا گذارده بود دستور داد بناى مذكور را ميان درياچه و دريا بسازند . ( 2 ) همين كه زمين ، مساحى و براساس تمامى اصول هنرى قطعه‌بندى شد ، شاه به شهر نام اسكندريه داد كه از نام خودش برگرفته شده بود . اين شهر در جاى بسيار مناسبى ، نزديك بندر فاروس « 2 » واقع شده و نقشه‌ى ماهرانه‌ى خيابان‌ها كه كار شاه بود ، موجب مىشد جريان بادهاى مديترانه‌اى « 3 » از اين شهر بگذرد . چون اين بادها بر گستره‌ى پهناور دريا مىوزيدند ، هواى شهر را خنك مىكردند ؛ اين‌چنين شاه اهالى اسكندريه را از آب‌وهوايى معتدل كه منبع سلامتى بود ، بهره‌مند كرد . « 4 » ( 3 ) او همچنين ساخت ديوارى را كه از اندازه و استحكام شگفت‌انگيزى برخوردار بود ، پىريزى كرد . « 5 » در واقع ، اين شهر كه بين درياچه‌ى بزرگ و دريايى واقع بود ، تنها داراى 2 راه ورودى زمينى باريك بود كه محافظت از آن‌ها بسيار آسان مىنمود . شكلى كه وى به اين شهر داد تقريبا شبيه شكل يك خلاميد « 6 »
هامش
( 1 ) . درباره‌ى اين نذورات ؛ ر . ك به : كنت كورث ( 4 ، 7 ، 27 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 27 ، 4 ) . ( 2 ) .PortdePharos( 3 ) .( ventsEtesiens )؛ بادهايى كه متناوبا از شمال مديترانه مىوزد . ( 4 ) . درباره‌ى آب‌وهواى اسكندريه ؛ ر . ك به :Fraser , op . cit . , II , n . 14( 5 ) . درباره‌ى باروهاى اسكندريه ؛ ر . ك به :Fraser , op . cit . , I , p . 11ر . كاوناى( R . Cavenaille )بر ارزش راهبردى شهر پاى مىفشارد : اسكندر با اين خبر كه آژيس در كرت دست به اقداماتى زده است ، شايد مىخواست با ساختن دژى قرينه‌ى پلوز( Peluse )در غرب دلتا ، مانع استفاده‌ى يك دشمن احتمالى از لنگرگاه فاروس شود . هيچ چيز [ مگر حكايات ساختگى آريان ( 3 ، 2 ، 2 ) ؛ كنت كورث ( 4 ، 8 ، 6 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 26 ، 6 ) ] ثابت نمىكند كه وى توسعه‌ى شهر را در آينده در سر داشته است . ( 6 ) .( Chlamyde )؛ ردايى يونانى كه با سگكى بر دوش قرار مىگرفت .