گرمى از رسيدنش استقبال كرده است : پس راهش را شتابان پى گرفت . ابتدا به درياچهاى به نام « آمر » « 1 » رسيد ، آنگاه پس از طى صد استاد ، شهرهاى موسوم به « شهرهاى آمون » « 2 » را پشتسر نهاد . از آنجا ، يك روز راهپيمايى كرد و به نزديكى پرستشگاه رسيد .
50 .
( 1 ) واحهاى كه پرستشگاه در آن واقع بود ، بيابان شنى و خشك و بىآب و علفى آن را دربرمىگرفت . « 3 » اين واحه 50 استاد طول و عرض داشت و چشمههاى بىشمارى با آبهاى زلال دلپذير آن را آبيارى مىكردند ، به گونهاى كه پر از درختان گوناگون ، به ويژه درختان ميوه ، بود . « 4 » در اين منطقه ، دماى هوا تقريبا مثل دماى هواى بهار بود حال آن كه گرداگرد آن را مناطق سوزانى احاطه كرده بودند : از شگفتىهاى اين منطقه اين است كه هواى بسيار معتدلى به آنهايى كه در آنجا مىزيستند ، تقديم مىكرد .
( 2 ) مىگويند دانائوس مصرى « 5 » اين معبد را بنا كرد . اين مردمان در اطراف واحه ، كه وقف ايزد است زندگى مىكنند : در جنوب و مغرب ، اتيوپىها ؛ در شمال [ . . . ها ] ، چادرنشينان ليبيايى و در بخشى كه به درون اين سرزمين گسترش مىيابد ، مردمى موسوم به ناسامون « 6 » زندگى مىكنند .
( 3 ) آمونىها در وادىها مىزيند ، اما در مركز واحهشان ، ارگى واقع است كه
هامش
( 1 ) .Amer( 2 ) .Villesd'Ammon( 3 ) . ر . ك به : هراكليد پونتيك ( 1 ، 1 ) .
( 4 ) . اين شرح و بسط از كليتارك اقتباس شده است . كنت كورث ( 4 ، 7 ، 16 ) نيز چنين توصيفى را مىآورد . - اين واحه به واسطهى فراوانى رستنىها ( درختان خرما ، درختان زيتون و . . . ) همواره مسافران را تحت تأثير قرار مىداد و شگفتزده مىكرد ؛ ر . ك به :W . Jeinnings - Bramley , Ajourneytosiwahi nseptemberandoct ober , 1896 , TheGeogr . Journ . 8 ( 1896 ) , p . 599 ; G . steindorff , op . cit . , p . 103 - 105 ; A . Fakhry , op . cit . , p . 3آبوهواى سيوا در زمستان بسيار مطبوع است ولى در تابستان ، تب بيداد مىكند . ر . ك به :
103 / 4 .Steindorff , op . cit . , p( 5 ) .DanaosL'Egyptien( 6 ) .Nasamons