تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
بسيارى برداشته بودند و شمار اجسادى كه دورادورشان جمع شده بود ، آن‌ها را به وحشت مىانداخت : « 1 » اسب‌ها لگام‌هايشان را به شدت تكان مىدادند و نزديك بود كه داريوش را به ميان دشمنان برند . اين‌چنين شاه بزرگ كه با سخت‌ترين مخاطرات مواجه گشته بود ، خويشتن ، به سرعت افسار را به دست گرفت و ناگزير شد ، هم صلابت شاهانه‌اش را از كف دهد و هم از سنتى كه پارسيان براى شاهانشان برپا مىداشتند ، تخطى كند . ( 7 ) خادمين ، گردونه‌ى ديگرى براى داريوش آوردند ؛ ولى هنگامى كه وى مىخواست از اين گردونه وارد گردونه‌ى ديگر شود لحظه‌اى آشفتگى روى داد و داريوش - كه دشمن از نزديك وى را تحت‌فشار قرار داده بود - دچار ترس و وحشت شد . « 2 » پارسيان ( اطرافيانش ) با ملاحظه‌ى آشفتگى شاه بزرگ راه فرار را پيش گرفتند . سواره‌نظام يگان‌هاى مجاور از آن‌ها پيروى كرده ، ناگهان تمام سواره‌نظام ، پشت به دشمن كردند . « 3 » ( 8 ) سواره‌نظام چون هنگام فرار ، گردنه‌ى باريك و سنگلاخى را در پيش گرفتند به هم برخورد مىكردند و يكديگر را زير پاها لگدمال مىكردند ؛ به‌طورى كه بسيارى ، بىآن‌كه ضربه‌اى از دشمن دريافت كنند ، از پاى درآمدند . در واقع ، آن‌ها در يك مكان دراز كشيده بودند ، برخى بدون سلاح و برخى ديگر به دقت سلاح خويش را حفظ كرده بودند . برخى كه شمشير عريان خويش را نگهداشته بودند موجب كشته شدن كسانى مىشدند كه بر روى اين شمشيرها مىافتادند ، « 4 » اما شمار زيادى از راه گردنه فرار كردند و به دشت رسيدند . « 5 » آن‌ها چهار نعل از آن عبور كردند
هامش
( 1 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 3 ، 11 ، 11 ) ( 2 ) . درباره‌ى فرار داريوش ، ر . ك به :infra , 37 , 1؛ آريان ( 2 ، 11 ، 5 - 7 ) [ داريوش سوار بر گردونه‌اش مىگريزد ] ؛ كنت كورث ( 3 ، 11 ، 11 ) [ داريوش از گردونه‌اش به پايين مىپرد و بر اسبى سوار مىشود . ] ( 3 ) . ر . ك به : آريان ( 2 ، 11 ، 2 ) ؛ ژوستن ( 11 ، 9 ) ( 4 ) . ر . ك به : آريان ( 2 ، 11 ، 3 ) و كنت كورث ( 3 ، 11 ، 16 ) - كاليستن [ كه پوليب ( 2 ، 11 ، 3 ) از وى نقل كرده است . ] مىآورد كه پارسيان بىشمارى در چاله‌ى آب هلاك شدند . پتولمهFr . Gr . Hist . 138 fr . 8 )- آريان ، 2 ، 11 ، 8 ) خاطر نشان مىكند كه آبكندى پر از اجساد پارسيان را به چشم خود ديده است . ( 5 ) . دشت ايسوس