آنها ، دموستن و ليكورگ « 1 » بيش از ديگران منظور نظر بودند . بنابراين مجمع عمومى برگزار شد و نمايندگان ، مقابل مردم حاضر شدند . وقتى مردم به سخنانشان گوش فرادادند ، سخت مضطرب و پريشان شدند : از سويى مىخواستند وجهه و اعتبار شهر را حفظ كنند ، از ديگر سوى ، ويرانى تب ، آنها را به سختى متأثر كرده بود و وقتى به ابعاد اين فجايع فكر مىكردند سراسر وجودشان را ترس و نگرانى فرا مىگرفت ، زيرا تيرهبختى همسايگانشان ، واقعيت را در خاطر آنها متجلى ساخت . « 2 »
( 2 ) سخنرانىهاى بسيارى در اين مجمع ايراد شد و فوسيون « 3 » « نيكمرد » كه سياستى مغاير با سياست دموستن را پيش مىبرد اظهار كرد كه آنهايى كه نفى بلدشان خواسته شده است مىبايد بسان دختران لئوس « 4 » و هياكنتوس « 5 » ، به ميل خويش ، مرگ را پذيرا شوند ، براى آنكه ميهن را از گزندى غيرقابل جبران رهايى بخشند . وى ، آنانى را كه نمىخواستند براى رستگارى شهر جانبازى كنند ، بهخاطر فرومايگى و بزدلىشان ، مورد نكوهش قرار داد . اما اظهارات پرهياهوى مردمى كه سخنانش را با ناخشنودى گوش مىدادند موجب شد كه او از جايگاه
هامش
( 1 ) .( Lycurgue )؛ خطيب و سياستمدار آتنى ( 396 - 323 پ . م ) و متحد و حامى دموستن
( 2 ) . تيرهبختى تب ، آتن و باقى يونان را سخت تحت تأثير قرار داده بود . ر . ك به : آريان ( 1 ، 10 ، 2 ) ؛ پلوتارك ( اسكندر ، 13 ، 1 ) ؛ اشين( Contrectes . 133 )؛ دينارك ( عليه دموستن ، 24 ) . پوليب ( 9 ، 28 ، 34 ؛ 38 ، 1 ب ) نيز اين نگرانى را به خوبى بازتاب داد .
( 3 ) .( Phocion )؛ سردار و خطيب آتنى و طرفدار طبقهى آريستوكرات آتن ( 402 - 318 پ . م ) .
( 4 ) .( LesfillesdeLeos )؛ لئوس قهرمانى است كه قبيلهى لئونتيد ، نام خويش را از وى گرفته بود . وى در طى يك قحطى ، بنا به اشارهى هاتف دلف و با كمال ميل ، دختران خويش را كه هنوز دوشيزگانى بيش نبودند ، براى قربانى تقديم كرد . آتنىها در محلهى سراميك( Ceramique )رواقى به افتخار سه دختر جوان وى برپا كرده بودند .
( 5 ) .( Lesfi llesdeHyakinthos )؛ يا هياسنتوس( Hyacinthos )؛ در آتن عنوان هياسنتيد( Hyacintides )به دختران جوانى داده مىشد كه براى امنيت و نجات وطن ، قربانى مىشدند . دربارهى آنان دو روايت وجود دارد : 1 - آنان چهار تن و دختران هياكنتوس لاسدمونى كه در آتن استقرار يافت ، بودند . در طى حملهى مينوس به آتيك ، بنا به دستور هاتفى ، آتنيان به قربانى دختران جوان پرداختند ولى اين كار نتيجهاى نداد و آتنيان مجبور شدند به پيشنهادهاى مينوس تن در دهند . 2 - آنان دو تن و دختران( Erechthee )بودند كه در موقع نزديك شدن سپاه الوزيس به آتن خود را قربانى كردند . قربانگاه آنان در تپهاى به نام هياكن توس ( هياسن توس ) قرار داشت .