بود ؛ دويست كشتى سه رديف پارويى كه با هزينهاى سنگين تجهيز شده بودند و ده هزار مزدور زبده را كه از يونان آمده بودند ، در اختيار داشت كه به اينان ، هشتاد هزار پيادهنظام مصرى نيز اضافه گشت . او فرماندهى مزدوران را به آژزيلاس اسپارتى سپرد كه لاسدمونيان وى را همراه هزار سرباز سنگين اسلحه گسيل داشته بودند « 1 » . وى مىدانست كه چگونه سربازان را رهبرى كند و به واسطهى شجاعت و هوشش در فرماندهى ، بسيار مورد ستايش و تحسين بود .
( 3 ) فرماندهى ناوگان به خابرياس آتنى واگذار شده بود ؛ او از طرف ميهن خويش براى جنگيدن به نام آتن ، فرستاده نشده بود ، بلكه شخصا توسط شاه تاخوس متقاعد شده بود كه در اين نبرد شركت جديد .
شاه ، خود در پيشاپيش مصريان قرار داشت و فرماندهى كل قوا را عهدهدار بود . آژزيلاس به وى اندرز داد كه در خاك مصر باقى مانده و جنگ را توسط سردارانش به فرجام رساند ، امّا او به اين اندرز بخردانه ، وقعى ننهاد . در واقع ، وقتى سپاه قدم در راه نهاد و از پايگاههايش به اندازهى كافى دور شد ؛ آنگاه كه وى ، اردويش را در ناحيهى فينيقيه برپا ساخت ، سردارى كه در رأس مصر قرار داشت ، عليه شاه شورش كرد و پسرش ، نكتانبو ، را برانگيخت و وى را متقاعد كرد كه عنوان پادشاهى مصر را مطالبه كند و اينچنين آتش جنگى مهم را برافروخت .
( 4 ) نكتانبو - كسى كه شاه فرماندهى سربازان مصرى الاصل را به وى سپرده بود - بنا به دستور ، فينيقيه را ترك گفته بود تا شهرهاى سوريه را به محاصره درآورد :
وى با توطئهاى كه پدرش درانداخته بود ، همداستان شد و سرداران سپاه را ، با هدايا و سربازان ساده را با وعدههايى به جرگهى خويش درآورد و آنان را راضى كرد كه در كنارش به جنگ بپردازند .
هامش
( 1 ) . دو سنگ نبشته رويهى متحدين را نسبت به يونانيان اروپا نشان مىدهد : 1 - كتيبهى آرگوس : در اين سنگ نبشته ، يونانيان بهرغم بىاعتمادى نسبت به شاه بزرگ ، از قرارگرفتن در جرگهى خشترپاونهاى شورشى اجتناب مىورزند . 2 - فرمان آتن : در اين سنگ نبشته ، نمايندگان تاخوس مورد توجه و احترام واقع مىگردند .