شورشيان را تسليم پارسيان كند ، از پادشاه هداياى نفيسى دريافت و خشترپاونى تمامى مناطق ساحلى را نصيب خود خواهد كرد .
او ابتدا مردانى را كه پول در اختيار وى گذارده بودند ، دستگير و آنان را براى اردشير فرستاد و آنگاه شهرها و مزدوران پرشمارى را كه به خدمت گرفته بود به سردارانى كه از سوى شاه فرستاده شده بودند ، واگذار كرد .
( 2 ) همچنين ، خيانتى در كاپادوكيه روى داد كه داراى ويژگى شگفتانگيزى بود . آرتابازوس « 1 » ، سردار شاه با سپاهى بىشمار ، وارد كاپادوكيه شد ؛ داتامس « 2 » ، خشترپاون اين سرزمين ، اردويش را مقابل اردوى وى ، برپا داشت . وى تعداد زيادى سوارهنظام جمعآورى كرد و 20 هزار پيادهنظام از مزدوران در اختيار داشت كه در صفوفش مىجنگيدند .
( 3 ) پدرزن داتامس ، كه بر سوارهنظام فرمان مىراند و مىخواست نظر شاه را به خويش جلب كرده ، از الطاف وى بهرهمند شود و امنيت خويش را تأمين كند ، شبانگاه با سوارهنظام گريخت و به اردوى دشمن پيوست . اين خيانت ، همان شب ، مقدمات صلح با آرتابازوس را فراهم كرد .
( 4 ) داتامس مزدورانش را فراخوانده ، پاداشهايى به آنها وعده داد و براى تعقيب خائنان راهى شد . وى آنان را در لحظهاى كه به اردوى دشمن رسيدند ، يافت و همزمان به آرتابازوس و سوارهنظام حملهور شد ؛ وى جنگجويان بسيارى را از هر دو گروه ، از دم تيغ گذراند .
( 5 ) آرتابازوس ، كه از واقعيت بىخبر بود ، انگاشت كسى كه پيش از اين داتامس را رها و به وى خيانت كرده است ، دگربار خيانت ورزيده است : پس به سربازانش دستور داد ، سوارهنظامى را كه به پيش مىآيد ، از دم تيغ بگذرانند .
ميتروبرزن « 3 » ، ميان دو سپاه گرفتار آمده بود : يكى ، مىخواست از خيانتى كه به وى
هامش
( 1 ) .Artabazos( 2 ) . دربارهى داتامس( Datames )ن . ك به :( LaVie )اثر « كورنليوس نپوس » كه بهويژه در بندهاى 6 و 11 به داتامس مىپردازد .
( 3 ) . پدرزن آرتابازوس