براى جنگ آراستند ؛ سپاهشان به رويارويى دشمن شتافت و اين يورش ناگهانى ، هنگام عبور از رودخانه ، تلفات سنگينى را در پى داشت « 1 » .
( 3 ) امّا بئوسىها و آركاديان به دفاع از خويش برخاستند و سعى كردند به لطف برترى نفرات ، رقبايشان را به محاصره درآورند . اسپارتيان كه افراد زيادى را از دم تيغ گذرانده بودند در اين حال ، به شهر عقب نشستند : آنها شجاعت خويش را به شيوهاى درخشان نشان دادند .
( 4 ) به دنبال آن ، اپامى نونداس با تمامى نيروهايش ، شهر را مورد هجوم وحشتناكى قرار داد « 2 » : برترى موقعيت ، دفاع را براى اسپارتيان تسهيل مىكرد و آنان شمار زيادى از متجاوزين بىباك را به هلاكت رساندند ، ولى عاقبت فشار محاصرهكنندگان بسيار شديد شد ؛ در آغاز اين مرحلهى جديد ، آنان مىپنداشتند كه اسپارت را در جنگى سخت به تصرف خويش درآوردهاند ، امّا سربازان يورش برنده ، كشته يا زخمى مىشدند . اين امر اپامى نونداس را وادار كرد شيپور عقبنشينى را به صدا درآورده ، سربازانش را فراخواند . او به شهر نزديك شد تا اسپارتيان را مجبور به جنگى منظم نمايد يا از آنها بخواهد كه آشكارا ضعف نظامىشان را بپذيرند .
( 5 ) اسپارتيان به وى پاسخ دادند كه جنگ تمامعيار را ، زمانى كه مناسب تشخيص دهند ، آغاز خواهند كرد و اپامى نونداس از شهر دور شد . او لاكونى را كاملا غارت كرد و پس از به چنگ آوردن غنايم بىشمار ، به آركادى عقب نشست .
( 6 ) پس از آن ، آتنيان كه خيلى دير مداخله كرده بودند ، بىآنكه عمل شايان ذكرى را تحقق بخشند به آتيك بازگشتند . در اين بين لاسدمونيان از متحدين خويش
هامش
( 1 ) . تمامى روايتهايى كه دربارهى عبور از رودخانه در اختيار داريم ، با هم متناقضاند . بر پايهى نظر گزنفون ( 6 ، 5 ، 27 - 30 ) اپامى نونداس به راحتى و بدون دغدغه از اوروتاس به آميكله وارد شد . بر پايهى نظر پلوتارك ( آژزيلاس ، 32 ، 2 ) ، رودخانه ، از آنجا كه بالا آمده و جريان تندى داشت براى عبور دشوار بود ولى جنگى روى نداد . پولىين ( 2 ، 1 ، 27 ) به نبردى اشاره مىكند .
( 2 ) . بر پايهى نظر گزنفون ( 6 ، 5 ، 30 - 31 ) نبردى براى اسپارت روى نداد و به ويژه پلوتارك ( آژزيلاس ، 31 - 32 ) بىآن كه شهرى آمادگى ايستادگى را نشان دهد ، از زنان پريشان و مضطرب و انجام توطئهاى سخن به ميان مىآورد .