ترموپيل ، پادشاه لئونيداس محقق ساخته بود ؛ براى اين دو تكليف مغاير با هم ، راه حلى پيدا كند .
( 5 ) او جوانترين سربازان را از ديگران جدا كرد و آنها را به اسپارت بازفرستاد تا در راه ميهن جانفشانى كنند ؛ خود به همراهى مسنترين سربازان در مقرّش باقى ماند و پيش از آنكه به محاصرهى آركاديان درآيد و همراه با تمامى سربازانش هلاك شود ، شمار زيادى از دشمنان را به خاك هلاك انداخت « 1 » .
( 6 ) اليديان كه چهارمين يگان را تشكيل مىدادند از منطقهاى كه هيچگونه خطرى آن را تهديد نمىكرد عبور كرده ، به سلازيا رسيدند . در واقع ، اين مكان محل ملاقاتى بود كه براى تمامى نيروهاى مهاجم تعيين شده بود . وقتى تمامى نيروها در سلازيا گردهم آمدند ، با غارت و به آتش كشاندن مزارع به سوى اسپارت راهى شدند .
65 .
( 1 ) لاسدمونيان كه به مدّت پانصد سال لاكونى را از هر ويرانى مصون نگه داشته بودند « 2 » ، اكنون نمىتوانستند ويرانى آن را توسط دشمن برتابند . خشم سراسر وجودشان را فراگرفت ؛ مىخواستند شتابان از شهر خارج شوند كه پيران ، آنان را از دور شدن زياد از شهر برحذر داشتند تا شهر در معرض يورش قرار نگيرد :
آنها را متقاعد كردند كه در شهر بمانند تا امنيت آن را تأمين كنند .
( 2 ) در اين بين ، اپامى نونداس از « تاىژت » « 3 » عبور كرد ، به اوروتاس « 4 » رسيد و سعى كرد بهرغم جريان رودخانه ، كه بهخاطر زمستان تند شده بود ، از آن عبور كند .
وقتى لاسدمونيان ديدند كه بهخاطر مشكلات عبور از رودخانه ، آشفتگى در سپاه رقيب پديدار شده ، از اين فرصت براى يورش بهره جستند . آنان ، زنان و فرزندان و پيران را در شهر گذارده تا از اسپارت پاسدارى كنند و تمامى افراد واجد شرايط را
هامش
( 1 ) . گزنفون داستانى كاملا متفاوت را ارائه مىدهد . ايسخولاس با ماندن در اويون( Oion )به جاى پيشروى به سوى گردنه ، اشتباهى مرتكب شد و بخشى از سپاهيانش مركب از نئودامودها و تبعيديان تژه ، رهايش كرده ، گريختند .
( 2 ) . پلوتارك ( آژزيلاس ، 31 ، 1 ) نيز چنين نظرى دارد .
( 3 ) .Taygete( 4 ) .Eurotas