از قدرت به زير كشند . آنها لاريسا را ترك گفتند و خود را به مقدونيه رساندند و پادشاه آلكساندروس را متقاعد ساختند كه براى بيرون كردن اين جبار ، به آنها يارى برساند .
( 4 ) هنگامى كه آنها اينچنين سرگرم بودند ، آلكساندروس فرسى كه از آنچه براى وى تدارك ديده مىشد ، آگاه شده بود ، سربازان را براى جنگ بسيج كرد ؛ نقشهاش ، جنگيدن در مقدونيه بود . امّا شاه مقدونيه كه تبعيديان لاريسا را در كنار خويش داشت بر رقيبانش پيشدستى كرد و با سپاهش به لاريسا رسيد ؛ پس از گشودن دروازهها توسط لاريسيان ، وارد باروها شده و تمام شهر را غير از ارگ اصلى آن تصرف كرد .
( 5 ) سپس ارگ را به محاصرهى خويش درآورد و همچنين شهر كرانون را تصرف كرد ؛ او به تساليان وعده داده بود كه اين دو شهر را به آنها واگذار خواهد كرد ، ولى بىآنكه از اين ننگ ، نگرانى به خود راه دهد ، ساخلوهاى زيادى در آنجا مستقر ساخت و شهرها را براى خويش ، نگهداشت . آلكساندروس فرسى نيز كه از هر طرف به محاصره درآمده بود هراسناك به فرس بازگشت . چنين بود وضع امور در تسالى .
62 .
( 1 ) در پلوپونز ، لاسدمونيان ، پولى تروپوس « 1 » را به آركادى گسيل داشتند ؛ اين فرمانده هزار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت از ميان شارمندان و پانصد تبعيدى از آرگوس و بئوسى را تحت فرمان خويش داشت . او خود را به اورخومن آركادى رسانيد و آنجا را به خوبى تحت مراقبت خويش درآورد :
اورخومن شهر ارزشمندى براى اسپارت بود .
( 2 ) ليكومدس مانتينهاى - رزمآراى آركاديايى « 2 » - در اين زمان نيروهايى به تعداد 5 هزار تن را كه « سپاهيان زبده » « 3 » خوانده مىشدند ، با خود همراه كرد و به
هامش
( 1 ) .( Polytropos )دربارهى او ؛ ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ( 5 ، 5 ، 11 )
( 2 ) . در رأس اتحاديهى آركاديان ، تنها يك رزمآرا قرار مىگرفت كه مىتوانست دگربار انتخاب شود .
( 3 ) .( Troupesd'elite )؛ بىگمان « سپاهيان زبده » ، « اپارىتوآ » هايى( LesEparitoi )هستند كه گزنفون در -