پيكار سر باز زند . آژزيلاس به ايشان چنين پاسخ داد : « اينك لاسدمونيان خود را فاتح مىيابند بىآنكه كمترين خطرى را از سر گذرانيده باشند ، زيرا بئوسيان اجازه دادند سرزمينشان ، بىآنكه از آن دفاع كنند ، ويران شود » . حال آنكه اگر وى ، پس از مشاهدهى اينكه دشمن ، پيروزى را به او تقديم داشته است ، آنها را به جنگ وادار مىكرد ممكن بود لاسدمونيان قربانى بازى سرنوشت شده ، شكست نظامى را پذيرا شوند .
( 2 ) در آن زمان فكر مىكردند كه اين پاسخ ، تنها فرضى منطقى از آنچه كه مىتوانست روى دهد ، بوده است ؛ امّا بعدها ، وقتى اين رويداد به واقعيت پيوست ، براين عقيده شدند كه اين امر ، نه ناشى از انديشهى ناب انسانى ، بلكه سروشى غيبى بود كه از جانب خدايان الهام شده بود . در واقع ، وقتى لاسدمونيان سپاه كثيرى عليه تباييان روانه ساختند و آنها را به جنگ براى كسب آزادى واداشتند ، به تيرهبختىهاى بزرگى گرفتار آمدند .
( 3 ) ابتدا ، شكست لوكتر ، موجب از دست رفتن شمار زيادى از شارمندان شد و كلئومبروتوس پادشاه نيز در شمار كشته شدگان جنگ قرار گرفت . مدت زمانى بعد ، هنگام نبرد مانتينه ، شكست تمام عيارى را پذيرا شدند كه موجب شد سيادتشان ، به شيوهاى غيرمنتظره ، از چنگ آنها خارج شود ؛ زيرا تقدير مىتواند شكستهاى غيرمنتظرهاى به متكبران وارد سازد تا به آنها بياموزد آرزوها و اميدهاى دورودراز ، در سر نپرورانند . آژزيلاس ، در عين حال ، اين علم را داشت كه به نخستين موفقيتش بسنده كند ؛ اين امر به وى اجازه داد سپاه را از هر گزندى مصون دارد .
( 4 ) آنگاه ، آژزيلاس با سپاه به پلوپونز بازگشت . تباييان كه نجات خويش را مرهون نقشهى خابرياس مىديدند ، سرعت عمل وى را در طرح جنگى زيركانه ستودند .
خابرياس كه در جنگ كارهاى نمايان زيادى از خود نشان داده بود ، به ويژه از اين حيلهى جنگى ، بر خود مىباليد و وقتى عموم چهرهاش را به تصوير مىكشيدند ، وى خود را در همين حالت ظاهر مىساخت .
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميانرودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: ديودور سيسيلى
ص٥١٦