( 2 ) براين اساس ، اسپارتيان ، در خفا ، از سرداران خويش خواستند كه چنانچه فرصتى برايشان فراهم شد ، كادمه را به تصرف خويش درآورند . مطابق اين دستورات ، فويبيداس اسپارتى كه فرماندهى را بر عهده داشت و با سپاهى به جنگ با اولنت رهسپار شده بود ، كادمه را به تصرف خويش درآورد « 1 » . تباييان ، خشمناك ، سلاح بردست ، گردهم آمدند ؛ فويبيداس جنگ را آغاز كرد و فاتح شد « 2 » .
او سيصد تن از بزرگان تبايى را تبعيد و ديگران را هراسان كرد و پيش از آنكه براى اجراى مأموريت رهسپار شود ، ساخلويى قدرتمند در آنجا مستقر ساخت .
لاسدمونيان - كه يونانيان آنها را پس از اين تحريكات و توطئهها ، بسيار شرور مىانگاشتند - « 3 » ، فويبيداس را محكوم به پرداخت جريمه كردند ، ولى ساخلوى خويش را از تب خارج نكردند .
( 3 ) بدينسان ، تب خودمختارى را از دست داد و ناچار شد تحت انقياد لاسدمونيان درآيد . در اين حال ، اولنتيان ، جنگ عليه شاه مقدونيه ، آمينتاس ، را پى گرفتند : لاسدمونيان ، فويبيداس را از فرماندهى عزل كردند و برادرش اوداميداس « 4 » را به فرماندهى برگزيدند . آنها سههزار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت را در اختيار وى گذاردند و او را براى جنگ با اولنت روانه ساختند .
21 .
( 1 ) اوداميداس به سرزمين اولنتيان درآمد و جنگ با اولنت را به همراهى آمينتاس در پيش گرفت « 5 » . به دنبال آن ، اولنتيان كه نيروهاى بسيار
هامش
( 1 ) . توصيفهاى گزنفون و ديودور در تمامى موارد با هم مغايرند . آنها عمل فويبيداس را به شيوهاى متفاوت توضيح مىدهند . بر طبق نظر ديودور ، فويبيداس از سران اسپارتى كه از قدرت تب هراسناك بودند دستوراتى گرفته بود ( ر . ك به : 5 ، 3 ) ؛ بر پايهى نظر گزنفون ، فويبيداس بدون دريافت دستورى ، وارد عمل شد و از پيشنهادات يك تبايى دوستدار اسپارت ، لئونتيادس( Leontiades )پيروى كرد .
( 2 ) . ديودور به جنگى اشاره مىكند . بر پايهى نظر گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 29 ) كسى دست به سلاح نبرد . فويبيداس و لئونتيادس با هيچ مقاومتى روبهرو نشدند .
( 3 ) . ديودور پس از اين رفتار لاسدمونيان ، بر آوازهى ننگين اسپارت پاى مىفشارد . گزنفون از آن سخنى نمىراند ؛ او از جريمهاى كه فويبيداس بدان محكوم شده نيز سخنى نمىگويد .
( 4 ) .Eudamidas( 5 ) . بر پايهى نظر گزنفون ، آمينتاس هيچ نقشى در آغاز جنگ بر عهده نداشت . ( ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 38 )