منعقد شد : هريك از دو طرف جنگ املاك پيشين خويش را حفظ خواهد كرد ؛ تنها ، سرزمين و شهر سلىنونت و بخشى از سرزمين آكراگاس « 1 » واقع در آن سوى رود هالىكوس « 2 » ، به كارتاژيان رسيد « 3 » ؛ از ديگر سوى دنيس ، هزار تالان به كارتاژيان پرداخت كرد . وضع امور در سيسيل ، در آن زمان ، چنين بود .
18 .
( 1 ) در آسيا ، گلوس ، كه درياسالارى ناوگان پارس در طى جنگ قبرس را عهدهدار بود ، عليه شاه علم طغيان برافراشت و لاسدمونيان و پادشاه مصر را به جنگ پارسيان تحريك كرد ، ولى بىآنكه بتواند در اقدامش طرفى ببندد ، به قتل رسيد . پس از مرگ وى ، تاخوس كه نقشههايش را از سرگرفته بود ، سپاهى دور خويش جمع كرده و در نزديكى دريا ، بر بلندىاى با شيب تند ، شهرى به نام لوكه « 4 » بنا كرد : در آنجا پرستشگاهى وجود داشت كه وقف آپولون بود .
( 2 ) تاخوس اندك زمانى بعد ، مرد و كلازومن « 5 » و كيمه در مورد اين شهر به نزاع برخاستند . در آغاز ، دو شهر برآن شدند اين مرافعه را از طريق جنگ فيصله دهند ؛ سپس شخصى پيشنهاد كرد كه از ايزد بپرسند چه شهرى ، بنا بر حكمش ، شايستگى تصاحب لوكه را دارد . حكمى كه از پىتى « 6 » صادر شد اين بود كه ، شهرى
هامش
( 1 ) .Acragas( 2 ) .Halykos( 3 ) . به نظر مىرسد ، ترماى و هراكليا مينوآ ، به هنگام صلح ، به دست كارتاژيان افتاده باشند . كارتاژيان از اين پس يك سوّم سيسيل را در اختيار خويش داشتند .
( 4 ) .( Luke / Luce / Leuke )؛ شهرى در آسياى صغير .
( 5 ) .Clazomenes( 6 ) .( Pythie )؛ هاتف معبد دلف ؛ پىتى ، راهبهى آپولون در معبد دلف بود كه نام خود را از پيتون( Python )- اژدهاى وحشتناكى كه از لجنهاى طوفان اوليهاى كه خدايان بر زمين وارد ساختند ، به وجود آمده بود - گرفته بود .
« پىتى » بر روى سهپايهاى در كنار محراب مىنشست و بر اثر دودها و بخارهاى گياهان مقدس و برگهاى درخت غار به حالت خلسه فرو مىرفت و كلماتى كه در آن حال بازگو مىنمود ، به صورت پاسخ براى رازجويان به شمار مىرفت .
تحقيقاتى كه دربارهى هاتفان معبد دلف - سىبيل( Sibylle )و پىتى - به عمل آمده ، وظايف آنان را از يكديگر متمايز مىسازد و از ميان مورخان عهد باستان ، اين پلوتارك بوده كه با تصورات خود ، سيمايى از « سىبيل » و قدرت و وظايف او را روشن ساخته و بايد از او سپاسگزار بود كه ما امروز مىتوانيم فرق -