شهرهاى تحت انقياد كارتاژ آمادگى شورش دارند از پيشنهادات تمامى آنهايى كه سر شورش داشتند به گرمى استقبال كرد : دنيس پيمانهاى اتحادى با آنان منعقد كرد و رفتارى مناسب با آنها در پيش گرفت .
( 2 ) كارتاژيان نمايندگانى به سوى جبار اعزام كردند تا از او بخواهند اين شهرها را تسليم كند ؛ وى به اين هشدار وقعى ننهاد : اين امر منشأ جنگ شد .
كارتاژيان با مردمان يونانى تبار ايتاليا ، كه طرفدارشان بودند ، پيمان اتحادى منعقد و مشتركا عليه جبار ، آغاز به جنگ كردند . آنها جنگى بسيار طولانى را پيشبينى مىكردند - چيزى كه منطقى مىنمود - بههمين خاطر ، از شارمندان واجد شرايط سربازگيرى كرده ، مبالغ هنگفت پولى را كه پسانداز كرده بودند ، براى استخدام تعداد زيادى مزدور به كار گرفتند . آنها فرماندهى را به ماگون « 1 » پادشاه واگذار و دهها هزار تن سرباز به ايتاليا و سيسيل اعزام كردند ، زيرا مىخواستند جنگ را ، هم زمان ، در دو سرزمين پىگيرند .
( 3 ) دنيس نيز نيروهايش را تقسيم كرد تا با سپاه نخست ، با يونانيان ساكن ايتاليا و با سپاه ديگر عليه پونيكها « 2 » بجنگد . بدينسان جنگهاى زيادى روى داد كه تنها بخشى از نيروهاى حاضر در آنها شركت داشتند و پيوسته زد و خوردهايى صورت مىگرفت كه هيچ نتيجهى مهمى دربرنداشت ؛ ولى دو جنگ بزرگ سازمانيافته و بسيار معروف نيز روى داد . در نخستين نبرد ، دنيس رشادتهاى زيادى از خود به خرج داد و در مكانى معروف به كابالا « 3 » پيروزى را از آن خود كرد .
او بيش از ده هزار بربر را از دم تيغ گذراند و دستكم ، پنج هزار اسير گرفت و فراريان را واداشت تا بر تپهاى مستحكم ، ولى فاقد آب ، پناه جويند . شاه ماگون ، پس از آن كه بىباكانه جنگيد ، به خاك افتاد .
( 4 ) كارتاژها كه به واسطهى تيرهبختى بيش از اندازه ، شكست را پذيرا شده بودند بىدرنگ نمايندگانى را روانه ساختند تا تقاضاى صلح كنند . دنيس اعلام كرد
هامش
( 1 ) .LeroiMagon( 2 ) .Punique( 3 ) . بىگمان در بخش غربى سيسيل