همگانى تحت نام صلح آنتالسيداس كه در آن شاه پارس نيز شركت داشت ، تلاش مىكردند .
( 2 ) در مقدونيه ، شاه آمينتاس ، كه از ايليريان شكست خورده بود از قدرت كنارهگيرى كرد « 1 » ؛ وى ، گذشته از اين ، از حاكميت خويش بر بخش وسيعى از سرزمين مجاور چشمپوشى كرد و آن را به اولنتىها بخشيد .
در آغاز ، اولنتىها از درآمدهاى سرزمينى كه به آنها بخشيده شده بود ، منتفع مىشدند ؛ امّا آمينتاس كه ، بهرغم تمامى انتظارات ، دگربار قدرت را فراچنگ آورده بود از آنان خواست كه اين سرزمين را به وى بازگردانند ، امّا اولنتىها براين خواست شاه ، وقعى ننهادند .
( 3 ) در نتيجه شاه آمينتاس ، از ميان رعايايش سپاهى تدارك ديد و لاسدمونيان را كه متحدش بودند ، متقاعد ساخت « 2 » تا براى وى ، فرمانده و سپاهى قابل توجّه ، براى جنگ به اولنت گسيل دارند . لاسدمونيان كه در پى آن بودند حاكميت خويش را بر منطقهى تراس بگسترانند ، از ميان شارمندان و متحدين خود ، سپاهى قدرتمند تدارك ديدند كه شمارشان در مجموع بيش از ده هزار تن بود « 3 » . آنان فرماندهى آن را به فويبيداس اسپارتى « 4 » واگذار كرده ، به او دستور دادند به يارى آمينتاس شتافته ، به همراهى وى عليه اولنت بجنگد . آنها سپاه ديگرى عليه فليونت روانه ساختند : اين سپاه پيروز شد و ساكنين فليونت را وادار كرد كه تحت انقياد لاسدمونيان درآيند .
( 4 ) در اين زمان ، شاهان اسپارت در اين مورد كه چه سياستى را پى گيرند ،
هامش
( 1 ) . ديودور ، پيش از اين ، تمامى اين روىدادها را از يورش ايليريان تا بازگشت آلستاس به تخت ( 14 ، 92 ، 3 ) شرح داده است ؛ وى زمان اين روىدادها را به سال 393 پ . م قرار داده ، امّا تعدادى از مورخين كنونى ، تاريخ اين روىدادها را ديرتر مىپندارند .
( 2 ) . بر پايهى نظر گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 11 - 14 ) اسپارت به واسطهى درخواست شاه آمينتاس ، مداخله نكرده است . اسپارت به درخواست 2 شهر يونانى آكانت و آپولونيا ، كه از ورود به اتحاديهى خالسيديان سرباز زدند ، پاسخ گفت . گزنفون بر گسترش نفوذ اين اتحاديه كه تحت سيطرهى اولنت بود ، پاى مىفشارد . ديودور از آن سخنى به ميان نمىآورد .
( 3 ) . گزنفون نيز همين رقم را مىآورد . ر . ك به : گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 20 )
( 4 ) .LeSp artiatePhoibidas