ايزد را دربارهى طرحهاى شورش جويا گردند ، عاقبت - آنچه كه مهمتر از همه مىنمود - در پى آن است كه با نيكى كردن ، فرماندهان سپاه را با خود همداستان سازد و با بذل و بخشش و دادن وعدهها ، نظر آنها را به سوى خويش جلب كند .
( 5 ) پادشاه با خواندن اين نامه ، تهمتهاى اورونتس را باور كرد و براى وى نوشت تا تيرىباز را دستگير كرده ، به سويش بفرستد . اين دستور اجرا شد « 1 » ؛ تيرىباز با آمدن به حضور پادشاه ، از وى خواست تا او را مورد داورى قرار دهند .
تيرىباز زندانى شد و اندك زمانى بعد ، پادشاه كه سرگرم نبرد با كادوسيان « 2 » بود ، قضاوت را به وقت ديگر موكول كرد « 3 » . اينچنين ، اين مرافعه به درازا كشيد .
9 .
( 1 ) فرماندهى نيروهاى حاضر در قبرس از آن اورونتس شد ؛ وقتى وى دريافت كه اواگوراس دگربار ، سرشار از اعتماد به نفس ، آمادهى دفاع و مقاومت در شهر به محاصره درآمده است ، حال آنكه نيروهايش ، ناراضى از بازداشت تيرىباز ، نافرمان و سركش شده و از محاصره چشم پوشيدهاند ، از تغيير ناگهانى اوضاع انديشناك شد . او مأمورانى را به نزد اواگوراس فرستاد تا براى پايان دادن به دشمنىها با وى مذاكره و او را ترغيب كنند تا پيمان صلحى ، با شرايطى كه وى پيش از اين به تيرىباز پيشنهاد كرده بود ، منعقد سازد .
( 2 ) اينچنين اواگوراس ، بهرغم انتظار ، توانست از اشغال شهر خويش جلوگيرى كرده ، پيمان صلح زير را منعقد سازد : « اواگوراس پادشاه سالامين خواهد بود ، هر سال خراج ثابتى را پرداخت خواهد كرد و چون شاهى ، از شاه بزرگ اطاعت خواهد كرد . » بدينسان ، جنگ قبرس فرجام يافت : اين جنگ تقريبا ده سال به طول انجاميد « 4 » ، ولى چون قسمت اعظم آن صرف فراهم ساختن تداركات شده
هامش
( 1 ) . ر . ك به : پولين ( 7 ، 14 ، 1 ) و پلوتارك ( اخلاقيات ، 168 )
( 2 ) . دربارهى مردم جنگجوى كرانهى غربى درياى كاسپين ، ر . ك به : استرابون ( جغرافيا ، 11 ، 7 ، 1 )
( 3 ) . پلوتارك ( حيات مردان نامى ، اردشير ، 24 - 25 ) نقش اوّل را در اين جنگ به تيرىباز مىدهد ، حال آنكه بر پايهى نظر ديودور ، وى در زندان بوده است .
( 4 ) . اين رقم توسط ايزوكرات ( اواگوراس ، 64 ) تأييد شده است . امّا ديودور پس از آن كه تاريخ شروع جنگ را در 391 - 390 پ . م قرار مىدهد آن را سالهاى 385 - 384 پ . م به پايان مىرساند و اينچنين ،