كشيده ، به رويارويى با آنها شتافت . در اين زمان ، هلوريس همراه با پانصد تن سرباز زبده راهى شد . دنيس نيز در چهل استادى دشمن اردو زده بود ؛ وى كه توسط برخى پيشقراولان از نزديك شدن دشمن آگاه گشته بود ، سپاهش را قبل از فرا رسيدن روز بيدار كرده ، آنها را به پيش راند .
( 2 ) سحرگاهان ، خود را در برابر يگان كمشمار هلوريس يافت ؛ ناگهان بر دشمن تاخت و چون سپاهش را پيش از اين براى جنگ آراسته بود ، مجال بازشناختن يكديگر را از دشمن سلب كرد .
( 3 ) هلوريس بهرغم اين شرايط بحرانى ، حمله را برتافت ؛ برخى دوستانش را به اردوگاه اعزام كرده ، به آنها دستور داد كه سپاه شتابان قدم در راه گذارد . اين دستور بىدرنگ اجرا گرديد ؛ ايتاليوتها وقتى فهميدند كه سردارشان با يگان تحت امرش در خطر است با شتاب تمام به يارى وى شتافتند ؛ اما دنيس كه با سپاهى منظم دشمن را پيش از اين محاصره كرده بود ، هلوريس و تقريبا تمامى سربازانى را كه بىباكانه از خويش دفاع كرده بودند ، از دم تيغ گذراند .
( 4 ) ايتاليوتها كه شتابان و بدون نظم از راه رسيده بودند ، به راحتى توسط سيسيليان - كه آرايش جنگى خويش را حفظ كرده بودند - شكست را پذيرا شدند . با اين حال ، يونانيان ايتاليا براى مدت زمانى نبرد را برتافتند ، با وجود اين ، افراد زيادى را از دست دادند . اما پس از آنكه خبر مرگ سردارشان را شنيدند ، جنگ را رها كرده ، شجاعت را از كف داده ، راه فرار را در پيش گرفتند .
105 .
( 1 ) پس از آنكه مردگان زيادى را در ميدان جنگ وانهادند « * » ، باقى سپاه بر بلندىاى كه براى دفاع در موقعيت خوبى قرار داشت ، پناه بردند ؛ ولى اين بلندى فاقد آب بود و مىتوانست توسط دشمنان محاصره گردد . در واقع ، دنيس آن را به محاصره درآورد و سپاهيانش را ، تمام روز و شب ، در آنجا نگاه داشت و خود به دقت آنها را زير نظر گرفت . فرداى آن روز ، دشمنان كه به بلندى پناه برده بودند رنج زيادى را به خاطر گرما و بىآبى برتافتند .
هامش
* . در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « بسيارى از آنها در بين راه و در ميان دشت كشته شدند . »