مورد تهاجم سپاهيان لوكانى واقع شدند كه اين سپاه آرزوى ديدار مجدد سرزمينشان را براى هميشه از آنها سلب نمود . حضور ناگهانى دشمنان بر اين بلندىها يونانيان را دچار وحشت و ترس گردانيد ، زيرا هرگز گمان نمىكردند اين مكانها در دسترس چنين سپاه چشمگيرى باشد ، سپاهى كه داراى سى هزار پيادهنظام و دستكم چهار هزار سوارهنظام بود .
102 .
( 1 ) هنگامى كه يونانيان از نجات خويش مأيوس گرديدند بربرها به سوى دشت سرازير شدند . جنگى درگرفت كه در آن ايتاليوتها « 1 » به واسطهى شمار لوكانيان ، در تنگنا قرار گرفته و بيش از ده هزار نفر را از دست دادند ، زيرا لوكانيان دستور داشتند بر احدى رحم ننمايند . از باقى سپاه شكست خورده برخى با رفتن بر بلندىهاى مجاور دريا ، جان خود را نجات بخشيدند . برخى ديگر ، با مشاهدهى چند كشتى دراز و با اين گمان كه اين كشتىها به رژيوميان تعلق دارد خود را به دريا افكنده با شنا خود را به ترىرمها رساندند .
( 2 ) اما اين ناوگان به دنيس تعلق داشت كه تحت فرمان لپتين ، برادرش ، براى كمك به لوكانيان فرستاده شده بود . با اين حال ، لپتين ، با جوانمردى ، آنهايى را كه با شنا خود را نجات داده بودند ، پذيرا شد ؛ وى آنها را به خشكى رسانده ، لوكانيان را متقاعد كرد تا براى آزادى هر اسير به يك مين نقره بسنده كنند ؛ شمار اسرا بيش از هزار تن بود .
( 3 ) لپتين ، خود ضمانت پرداخت اين مبلغ را به عهده گرفت و براى آشتى ايتاليوتها و لوكانىها پادرميانى كرده ، صلح را بين آنها برقرار كرد .
اين رفتار ، احترام شايانى را براى وى نزد ايتاليوتها به ارمغان آورد ، زيرا جنگ را به سود آنها رقم زد ، حال آنكه پايان جنگ مخالف منافع دنيس بود ، زيرا وى براين اميد بود كه با دامن زدن به جنگ ميان ايتاليوتها و لوكانىها ، به راحتى بتواند مالكالرقاب تمام ايتاليا شود ؛ اما با پايان يافتن اين جنگ تمام عيار ،
هامش
( 1 ) .( Italiotes )؛ ساكنان نخستين ايتالياى مركزى ، مشتمل بر لاتنها( Latins )، اومبريان( Ombriens )و سامنيتها( Samnites ).