( 2 ) در اين سال ، دنيس ، حاكم سيراكوز ، با سپاهش به هيپونيوم « 1 » لشكركشى كرد ، ساكنين آن را به سيراكوز كوچاند ، شهر را ويران و آن سرزمين را بين لوكانىها تقسيم كرد .
( 3 ) وى همواره در صدد بود با ساكنين لوكانى به نيكى رفتار كند ، زيرا آنها يكى از دخترانشان را براى ازدواج در اختيار وى گذارده بودند . در عين حال ، در پى آن بود از رژيوميان ، كه دست رد بر سينهى وى زده بودند ، كين بستاند . در واقع ، زمانى كه دنيس نمايندگانى را به سوى رژيوميان فرستاد تا يكى از دختران شارمندانشان را براى ازدواج از آنها طلب كند ، آوردهاند كه آنان در مجمع عمومى به نمايندگان پاسخ گفتند كه تنها مىتوانند دختر جلاد را براى ازدواج در اختيار وى گذارند .
( 4 ) وى از اين پاسخ به سختى خشمگين شد و آن را به منزلهى بزرگترين دشنام و اهانت تلقى كرد و بر آن شد تا از آنان به سختى كين بستاند . اينچنين ، وقتى در سال پيش با رژيوميان صلحى منعقد ساخت ، به هيچسان از روى دوستى و مهر نبود ؛ بلكه به اين قصد كه ناوگانشان را كه مشتمل بر هفتاد ترىرم بود به چنگ آورد .
بدينسان اميد داشت زمانى كه تمام كمكهاى دريايى را از چنگال آنها بيرون كشيد ، بتواند به راحتى بر آنان مستولى گردد .
( 5 ) بدين خاطر ، دنيس اقامتش را در ايتاليا طولانى كرد و در پى يافتن عذرى موجه شد تا پيمان پيشين را ملغى كند و از سويى ، اين پيمانشكنى از روى غرضورزى تلقى نشود .
108 .
( 1 ) از اين روى ، دنيس نيروها را به سوى تنگه رهبرى و تداركات لازم براى عبور از آن را فراهم كرد . وى در بادى امر ، از رژيوميان طلب آذوقه كرد و به آنان قول داد ، همينكه به سيراكوز رسيد ، آنچه را كه ستانده است ، به آنها بازپس دهد .
دنيس چنين كرد تا در صورت عدم پذيرش اين درخواست از سوى رژيوميان ، حملهاش براى تصرف شهر موجه جلوه كند . از سوى ديگر ، اگر رژيوميان با
هامش
( 1 ) .Hipponium