ترىرمهاى آتنى « 1 » ، كه از اين رويداد بيمناك شده بودند ، شتابان بر كشتىها در نشسته ، به سوى رودس بادبان برافراشتند .
( 5 ) اما چون اين شهر پيش از اين اتحاد با آتنيان را رها كرده بود ، سربازان ناوگان با تبعيديان ، كه دژى را در تصرف خويش داشتند ، گردهم آمده در كنار هم عليه ساكنين شهر جنگيدند . وقتى آتنيان از مرگ سردارشان تراسىبول آگاه شدند ، آژيريس را به عنوان جانشين وى روانه داشتند . چنين بود اوضاع امور در آسيا .
100 .
( 1 ) در سيسيل ، دنيس ، جبار سيراكوز در پى توسعهى نفوذ و سلطهى خويش بر يونانيان ايتاليا بود ؛ با اين حال لشكركشى عليه آنها را به وقت ديگرى موكول كرد . وى گمان مىكرد حمله عليه شهر رژيوم كه به خاطر موقعيتش دروازهى ايتاليا محسوب مىشد ، موافق مصالحش مىباشد .
( 2 ) بنابراين پيشاپيش سپاهى مشتمل بر بيست هزار پيادهنظام ، هزار سوارهنظام و صد و بيست كشتى از سيراكوز عازم گرديد .
وى نيروها را در لوكريد پياده كرد و راهش را درون خشكى پى گرفت ؛ سرزمين رژيوميان را به آتش كشيده ، با خاك يكسان كرد . ناوگان نيز در پى وى مىآمد و او همراه تمامى قوا ، اردو را نزديك تنگهاى برپا كرد .
( 3 ) وقتى ايتاليايىها آگاه شدند كه دنيس از دريا عبور كرده تا به رژيوم حمله كند ، از كروتون شصت كشتى عازم كرده ، شتابان به كمك رژيوميان آمدند ؛ ولى هنگامى كه اين كشتىها پهنهى دريا را مىپيمودند ، دنيس همراه 50 كشتى به رويارويى با آنها رفت . ايتاليايىها به خشكى پناه آوردند ؛ دنيس به تعاقب آنها پرداخت و در صدد بود تا كشتىهايى را كه در ساحل لنگر انداخته بودند به چنگ آورد .
( 4 ) چون شصت كشتى در آستانهى افتادن به دست دشمن بود ، رژيوميان از هر سويى شتافته ، دنيس را با بارانى از تير به عقب راندند . باد به سختى وزيدن گرفت ، رژيوميان كشتىها را به خشكى رساندند ، حال آنكه دنيس كه به توفان گرفتار
هامش
( 1 ) .Lestrie rarquesAtheniens