نقطهى حمله جلب كند و دنيس را ناچار به فرستادن بخشى از كشتىهايش به سيراكوز سازد . درياسالارى كه مسئوليت اين مأموريت را به عهده داشت تمامى دستوراتى را كه دريافت داشته بود ، به دقت به انجام رساند ؛ وى شبانگاه وارد بندر سيراكوزيان شد ، بىآنكه كسى از ورودش بويى برد . ناگهان به كشتىهايى كه در ساحل لنگر انداخته بودند ، حمله كرد و آنها را درهم شكست و پس از آنكه تقريبا تمامى آنها را غرق كرد به كارتاژ بازگشت .
( 3 ) در اين بين ، دنيس تمامى اراضى كارتاژ را نابود ساخته ، دشمنان را به درون باروها رانده و تمامى سپاه را عليه موتيه گسيل داشت ؛ زيرا اميدوار بود كه وقتى اين شهر به تصرف وى درآيد ساير شهرها خود را تسليم كنند . بنابراين شمار زيادى از كارگران را به فرو كندن زمين وادار كرد و توانست فاصلهاى كه موتيه را از كرانهى سيسيل جدا مىكرد پر نمايد ؛ وى به تدريج كه كارها پيش مىرفت ادوات جنگى را به سوى باروها پيش مىراند .
50 .
( 1 ) در همين زمان ، ايميلكار ، درياسالار كارتاژى ، آگاه شد كه دنيس دستور داده كشتىهايش لنگر اندازند . ايميلكار بىدرنگ صد ترىرم برگزيده را تجهيز كرد . وى مىپنداشت كه اگر به شيوهاى غير منتظره در آنجا حضور يابد مىتواند به راحتى كشتىهايى را كه در بندر لنگر انداخته بودند ، تصاحب كرده و بدينسان بر دريا سيطره يابد . همچنين براين باور بود كه اگر در اين امر توفيق يابد مىتواند موتيه را از محاصره خارج كرده ، ميدان جنگ را به سيراكوز بكشاند .
( 2 ) بنابراين با صد كشتى جنگى بادبان برافراشت و شبانگاه بر ساحل سلىنونت پهلو گرفت و پس از عبور از دماغهى لىلىبه « 1 » ، سپيدهدم به موتيه رسيد .
بدينسان ، وى كه به شيوهاى غيرمنتظره ظاهر گرديد بخشى از كشتىهاى لنگر انداخته را درهم شكست و برخى ديگر را به آتش كشيد ، بىآنكه دنيس بتواند به يارى كشتىها بشتابد .
( 3 ) آنگاه ايميلكار وارد بندر شد و كشتىهايش را براى حمله به كشتىهاى
هامش
( 1 ) .Lilybee