39 .
( 1 ) هنگامى كه پيمان صلح با لاسدمونيان بسته شد ، فارناباز نزد شاه رفت و وى را متقاعد كرد تا ناوگانى مجهز ساخته ، فرماندهى آن را به كونون آتنى واگذار نمايد ؛ زيرا وى در هنر نظامى بسيار متبحر بود و شناخت دقيقى از دشمنان داشت . اين جنگجوى پرآوازه در آن زمان در قبرس نزد شاه اواگوراس « 1 » روزگار مىگذراند . اردشير اين پيشنهاد را پذيرفت و به فارناباز پانصد تالان طلا براى تدارك ناوگانى داد .
( 2 ) فارناباز با پهلو گرفتن در جزيرهى قبرس به حاكمان مختلف اين جزيره « 2 » دستور داد براى وى صد ترىرم تدارك ببينند و با كونون دربارهى فرماندهى وارد مذاكره شده ، وى را به فرماندهى كل قواى دريايى تعيين كرد و از جانب شاه پاداشهاى بزرگى به وى وعده داد . كونون پيشنهاد فارناباز را پذيرفت .
( 3 ) زيرا در پى آن بود كه با خوار نمودن لاسدمونيان قدرت را به ميهنش بازگردانده ، در عين حال از افتخارى بزرگ برخوردار گردد .
( 4 ) تمامى ناوگان هنوز آماده نشده بود كه كونون با چهل كشتى آهنگ دريا كرد ، در كيليكيه پهلو گرفت و تمامى تداركات جنگى را در آنجا فراهم آورد . فارناباز و تيسافرن ، به نوبهى خويش ، سپاهيانى را از خشترپاوننشينهاى خويش گرد آورده ، با حركت به سوى افز - جايى كه دشمن سپاهش را در آنجا گرد آورده بود - لشكركشى را آغاز كردند .
( 5 ) بيست هزار پياده و ده هزار سوارهنظام ، اين دو سردار پارسى را همراهى مىكردند . درسيليداس ، فرمانده لاسدمونيان ، با آگاهى از نزديك شدن پارسيان سپاهيانش را كه از هفت هزار نفر كمتر بود ، به پيش راند .
هامش
( 1 ) .( Evagoras )؛ از اعقاب توسر« Teusser »بانى دولت اين شهر بود و بازماندگانش تا تولد اواگوراس در همين شهر حكومت مىكردند .
( 2 ) . اشاره به اين نكته مهم است كه علاوه بر اواگوراس چند امير ديگر نيز ، مانند ادوار پيشين ، در جزيرهى قبرس حكومت مىكردند . اين شاهزادهنشينها مشتمل بر سولين( Solien )، اماتوزين( Amathusien )و كيتين يا سيتين( Citien )بودند .