( 7 ) پيكار مدت زيادى به طول انجاميد ، لاسدمونيان به سختى جنگيدند و سپاه جبار را وادار به فرار كردند .
كلئارك ابتدا همراه با شمار كمى از طرفدارانش به سليبريا پناه جست و خود را براى مقاومت در برابر محاصره آماده ساخت ؛ اما آنگاه از كسان خويش هراسناك شد ؛ شبانه گريخت و آهنگ ايونى كرد .
وى در آنجا با كوروش ، برادر شاه ، پيمان دوستى بست و به فرماندهى سپاهى برگزيده شد .
( 8 ) كوروش - فرمانده تمامى خشترپاوننشينهاى دريايى و سرشار از جاهطلبى - در اين اوان ، نقشهى لشكركشى عليه برادرش اردشير را طرحريزى مىكرد .
( 9 ) چون كلئارك را فردى مصمم و جسور مىديد ، پول زيادى در اختيار وى نهاد و از او خواست تا آنجا كه مىتواند مزدور استخدام نمايد ؛ زيرا براين باور بود كه وى ياور لايقى در اجراى نقشههاى گستاخانهاش خواهد بود .
13 .
( 1 ) ليزاندر اسپارتى مطابق خواست افورها ، ادارهى شهرهاى تحت سيطرهى لاسدمونيان را با برقرار ساختن دسامويرا « 1 » در برخى از آنها و اليگارشى در برخى ديگر ، سروسامان داد و از احترام شايانى در اسپارت برخوردار گرديد . در واقع پس از پايان جنگ پلوپونز ، وى تفوق بىچون و چرا بر خشكى و دريا را براى ميهنش به ارمغان آورد .
( 2 ) در نتيجه ، به واسطهى اين پيروزىها مست بادهى غرور شد و طرح سرنگونى پادشاهى هراكليدها را درانداخت و اين حق را به هر شهروند اسپارتى داد كه به عنوان شاه انتخاب شود ؛ زيرا اميد داشت كه يادآورى كارهاى نمايان و خدماتى كه براى ميهن انجام داده بود موجب شود كه وى به زودى صاحب مقام شاهى شود .
هامش
( 1 ) .( Decemvirat )؛ اعضاى تريبونهاى دائمى به تعداد ده نفر كه پس از استقرار جمهورى در روم ، مأمور نگارش قانون دوازده لوح بودند . ( توجه به اين نكته مهم است كه دسامويرها در روم وجود داشتند و نه در اسپارت ؛ آنگونه كه ديودور در اين بند بدان اشاره نموده است . )