همچنين افزودند كه در صورت عدم پذيرش اين درخواست ، به نام تمام يونان به وى اعلان جنگ خواهند داد .
آدمت از اين تهديدات هراسيد ، با وجود اين ، تحتتأثير سرنوشت پناهجوى خويش واقع گرديد و مىخواست از شرم خيانت برحذر باشد ؛ از اين روى به تميستوكل پيشنهاد كرد كه بىخبر ، از چنگ لاسدمونيان بگريزد و در عين حال براى مخارج ، مقدار زيادى طلا به تبعيدى بخشيد .
( 3 ) تميستوكل كه از هر سويى تحت تعقيب بود ، طلا را پذيرفت و شبانه از سرزمين مولوسها - با آنچه كه شاه در اختيار وى قرار داده بود - گريخت . وى با دو جوان ليگورى كه تاجرانى حرفهاى بوده و راهها را به خوبى مىشناختند ، برخورد كرد .
( 4 ) آنان چون راهنما ، او را در راهپيمايىهاى شبانهاش ، براى فرار از تجسس لاسدمونيان ، همراهى مىكردند ؛ آنها وى را با سخاوت و مهربانى راهنمايى كردند و پس از رنج و تعب فراوان به آسيا رسيدند . در آنجا تميستوكل نزد شخصى رفت كه دوست صميمى وى بود . اين مرد ثروتمند و محترم ، ليسيتيد « 1 » نام داشت و تميستوكل نزد وى پناه جست .
( 5 ) از قضا ، ليسيتيد دوست پادشاه - خشايارشا - بود . وى لشكريان پارسى را به هنگام لشكركشى خشايارشا به يونان مورد تفقد و مهماننوازى خويش قرار داده بود « * » . از اينروى ، مصمم گرديد از ارج و احترامش نزد شاه براى نجات تميستوكل ، كه به سرنوشتش علاقهمند بود ، بهره گيرد .
( 6 ) وقتى تميستوكل از وى تقاضا كرد تا او را نزد شاه ببرد ؛ ليسيتيد در ابتدا مخالفت كرد ؛ با اشاره به اين نكته كه خشايارشا ممكن است از وى به خاطر ناكامى پارسيان كين بستاند . سرانجام تسليم خواستهى تميستوكل شد و روشى
هامش
( 1 ) .( Lysithide )؛ پلوتارك ( تمسيتوكل ، 26 ) اين شخص را نيكوژنس مىنامد ؛ هرودوت ( 7 ، 27 ) او را فيتيوس مىنامد و توسيديد اشارهاى به او ندارد .
* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « . . . هنگام عبور خشايارشا از آسياى صغير از سپاهيان پارس پذيرايى كرد . »