در عين حال برآن نشد تا دوستش را لو دهد .
( 5 ) بدينسان ، تميستوكل در مظان اتهام قرار گرفت ، امّا مجرم و خيانتكار شناخته نشد . برائت وى موجب افزايش قدرتش نزد همشهريانش گرديد كه وى را به خاطر كارهاى نمايانش دوست مىداشتند . بعدها برخى كه از نبوغ سرشارش مىهراسيدند و برخى ديگر كه از آوازهاش رشك مىبردند ، خيلى زود خدماتى كه وى براى ميهنش به انجام رسانيده بود ، فراموش كرده ، تنها در اين انديشه بودند تا از اعتبار و قدرتش بكاهند .
55 .
( 1 ) ابتدا با اجرا كردن قانون نفى بلد - استراسيسم « 1 » - كه پس از سقوط جبارگرى پيزيستراتيدها « 2 » بنيان نهاده شده بود ، وى را از شهر راندند . اين قانون چگونه اجرا مىگرديد ؟
( 2 ) هر شهروندى بر روى تكه سفالى نام شخصى را مىنوشت كه به زعم وى ، بيشتر از سايرين داراى قدرت بود و مىتوانست دموكراسى را از بين ببرد .
فردى كه بيشترين شمار اين تكهسفالها از آن او مىشد محكوم به تبعيد از ميهن به مدت 5 سال مىگرديد .
( 3 ) قانون استراسيزم براى مجازات جرمى اثبات شده ، اجرا نمىگرديد ؛ ظاهرا آتنيان فقط مىخواستند از اين طريق ، از غرور آنانى كه ادعاى زيادى داشتند ، بكاهند . تميستوكل متحيّر از اين حكم ، به آرگوس تبعيد شد .
( 4 ) لاسدمونيان هنگامى كه از اين رويداد آگاهى يافتند ، فرصت را براى از سرگيرى حملات عليه تميستوكل مناسب يافتند . بنابراين نمايندگانى به آتن گسيل داشته تا بار ديگر او را متهم سازند كه در خيانت پوزانياس دست داشته است . آنان افزودند ؛ جرايمى كه به تمام يونان مربوط است ، نه از طريق دادگاه خصوصى آتنيان بلكه بايد از طريق مجمع عمومى يونانيان كه در آن هنگام در اسپارت تشكيل مىشد داورى شود .
هامش
( 1 ) .( Ostracisme )؛ قانون نفى بلد ، طرد يا تبعيد كه در آتن و آنگاه نيز به گونهاى ديگر در سيراكوز ، به اجرا درآمد .
( 2 ) .Pisistratides