يورش برده و با سوارهنظامشان بر آنان تاختند . آتنيان كه از اين مانور جنگى آگاه شده بودند ، با شجاعت و آرايش نظامى درست ، شروع به پيشروى كردند . جنگ خونينى درگرفت .
( 3 ) سرانجام يونانيان ، بربرهايى را كه در مقابلشان قرار داشتند ، به فرار واداشتند . تنها مگارىها كه با فرمانده سوارهنظام « 1 » و سوارهنظام زبدهى پارسى طرف بودند از اين يورش به زحمت افتادند . با اين حال ستونهاى نظامى خود را رها نكردند و فرستادگانى را نزد آتنيان و لاسدمونيان روانه ساخته ، از آنان درخواست قواى كمكى نمودند .
( 4 ) آريستيد بىدرنگ سربازان زبدهى آتنى را كه بر آنان فرمان مىراند ، روانه ساخت . اينان با يورش بر بربرها ، مگارىها را آزاد ساخته و فرمانده سوارهنظام پارسى و همچنين بسيارى از بربرهاى ديگر را كشته و باقى را به فرار وا داشتند .
يونانيان اين پيروزى درخشان آغازين را نشان خوشايندى براى پيروزى كامل پنداشتند . سپس اردوى جنگى خويش را از پاى كوه به مكان مناسبترى انتقال دادند .
( 5 ) در جناح راست تپهاى بلند و در سمت چپشان رودخانهى آسوپوس واقع بود . اردويشان بين اين دو مكان واقع شده بود كه با استحكامات طبيعى حفاظت مىشد .
( 6 ) انتخاب اين مكان در يك دره نقش بسزايى در پيروزى يونانيان داشت :
زيرا فالانژ « 2 » پارسيان قادر به مانور نبود و اينچنين چندين هزار بربر كه توانايى حركت از آنان سلب گرديده بود ، بر جاى ماندند . پوزانياس و آريستيد كه از استحكاماتشان دل آسوده بودند ، نيروهايشان را آنطور كه بايد آراسته و به
هامش
( 1 ) .Hipparque( 2 ) .( Phalange )؛ به آرايش پيادهنظام در يونان باستان اطلاق مىشد . در اين آرايش نظامى ، سربازان دستههاى 8 يا 16 رديفى تشكيل داده ، به سوى دشمن مىتاختند . مبتكر آن اسپارتيان بودند . اين آرايش به سبب عدم تحرك كافى و نيز آسيبپذير بودن جناح راست سپاهيان ( سپرها در دست چپ قرار مىگرفت ) ، ضعيف عمل مىكرد .