تفضلست از او ، و بلا بسبب سوء اعمال بندگان است ، اينست كه در آيهء بعد ميفرمايد
( ( ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ) )
يعنى هر چيزى كه به تو رسد از خدا است و هر بدى كه به تو رسد پس سبب آن توئى .
مبحث سوم در بيان اينكه صدور قبيح از خدا محال است و در آن دو مقصد است
مقصد اول در بيان اينكه صدور كارهاى زشت از ايزد يكتا قبيح است
مصنف گويد : مبحث سوم در محال بودن صدور قبيح است از خداى تعالى - زيرا كه علم او باز ميدارد او را از فعل قبيح و داعى هم ندارد بارتكاب قبيح - زيرا كه داعى بر ارتكاب امر قبيح يا حاجتست و آن در خداى تعالى محالست ، و يا حكمت است و حكمت اقتضاى فعل قبيح ندارد ، و ايضا اگر جايز باشد صدور قبيح از خداى تعالى ممتنع شود اثبات نبوت پيغمبران .
شارح گويد : محال است صدور قبيح از خداى تعالى و اين مذهب معتزله است ، و اشاعره گويند خداى تعالى فاعل همه كارها است خواه نيك و خواه بد و دليل بر صحت قول ما دو چيز است .
اول : آنكه مانع از فعل قبيح موجود است و داعى بر آن مفقود ، و چون مقتضى مفقود شود و مانع موجود باشد بالبديهة ممتنع شود وجود فعل ، و علم بقبح فعل مانع است از ايجاد آن و چون خداى تعالى عالمست بقبح آن پس مانع باشد از ايجاد آن ، و اما فقدان داعى پس بجهة آنست كه داعى و مقتضى براى ايجاد قبيح يكى از دو چيز تواند بود يكى احتياج به آنست و اين نسبت بذات باريتعالى محال است و ديگر وجود حكمتست