تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
القائم بالارشاد والهداية ليهلك من هلك عن بيّنة ويحيى من حيّ عن بيّنة ، فكلامه عليه السّلام في حكم قضيّة كلَّيّة ولا نظر له إلى تحقّق المصاديق الخارجيّة كما زعمه ابن ميثم عليه الرحمة . الترجمة از نامه ايست كه بأهالي شهرها نوشت وآنچه در صفين ميان أو ومخالفانش انجام يافت گزارش فرمود : آغاز كار ما اين بود كه با مردم شام برخورد كرديم ، وظاهر حال اين بود كه پروردگار ومعبود ما يكى است وپيغمبر ما يكى است ، ودر دعوت بمسلمانى هم آهنگيم ، وما از آنها در ايمان بخدا وتصديق بفرستادهء أو فزونى نخواستيم ، وآنها هم در اين باره از ما فزونى نخواستند ، ووضع ما در همه جهت يكى بود وفقط مورد اختلاف خونخواهى براي عثمان بود ، در صورتي كه ما از خون عثمان پاك بوديم وبدان آلوده نبوديم . ما پيشنهاد كرديم : بيائيد تا در بارهء آنچه بدست نداريم امروز چاره جوئى كنيم بوسيلة خاموش كردن آتش شورش وجوشش دشمنى ميان خود وشماها وبكمك آرام كردن أفكار پريشان توده مردم مسلمان تا آنكه كار اسلام محكم گردد وجماعت اسلام بي مخالفت پابرجا شود وما نيرو گيريم تا هر حقّى را بجاى خودش بر قرار داريم . آنها در پاسخ گفتند : ما با زورآزمائى وضع موجود را معالجه مىكنيم ، وسر از پيشنهاد ما بر گردانيدند وپافشارى كردند تا جنگ سر در آورد وپر در آورد وپاى بر جا شد وآتش سوزانش شعله ور وتيز گرديد . وچون دندانش بر كالبد ما وآنها فرو شد وچنگال در تن ما وآنها انداخت بناچار بهمان پيشنهادى كه ما با آنها داشتيم پاسخ مثبت دادند وبحكم قرآن رضا شدند ، وما هم با شتاب آنچه را خواستند پذيرفتيم براي آنكه حجّت حق بر آنها آشكار شود وعذر جهالت وشبهه آنها قطع گردد ، تا هر كس بر اين مطلب