مدان ، زيرا در اين صورت مردان درست وخوشرفتار بخدمت كردن ودرستى بىرغبت مىشوند ومردان بدكار ونادرست ببد كردارى تشويق ووادار مىگردند ، هر يك از اين دو را بپاداش كارشان كه خود براي خود خواسته اند برسان .
17 - بايد رعيّت را بخود خوشبين واميدوار كنى وبهترين راهش اينست كه به آنها احسان كنى وبار هزينه ومخارج آنها را تا مىتوانى سبك كنى وآنها را به چيزى كه در عهدهء آنها نيست بزور وأدار نكنى ، در اين زمينه طبعا تو هم برعيّت خوشبين خواهى شد وخوشبينى تو به آنها رنج واندوه فراوان ودنباله دارى را از دوشت بر مىدارد .
18 - نسبت بهر كس پيش تو آزمايش خوب داده بايد خوشبين باشى وهر كس آزمايش بد داده باو بدبين باش .
19 - روش نيكى كه پيشروان ورهبران نخست اين امّت بكار زده اند وبا آن توده را بهم پيوسته اند وكار رعيّت را اصلاح كرده اند نقض مكن وروش تازه وبدى كه باين دستورات نيك گذشته لطمه مىزند پديد مياور تا آنانكه روشهاى نيك را گذاشته اجر برند وتو وبال نقض آنرا بگردن بگيرى .
20 - در بارهء دستورات اصلاحى كشور وادارهء كارهاى مردم كه پيش از تو بوده است با دانشمندان مطَّلع بسيار گفتگو كن وبا فرزانگان خير خواه بسيار انجمن نما .
الفصل الثالث من عهده عليه السلام
واعلم أنّ الرّعيّة طبقات لا يصلح بعضها إلَّا ببعض ، ولا غنى ببعضها عن بعض ، فمنها جنود اللَّه ، ومنها كتاب العامّة والخاصّة ومنها قضاة العدل ، ومنها عمّال الإنصاف والرّفق ، ومنها أهل الجزية والخراج من أهل الذّمّة ومسلمة النّاس ، ومنها التّجّار وأهل
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 193
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٩٣