مىتوانى بديها را بپوش تا خدا عيب ترا از رعيّت بپوشد .
11 - با مردم بهيچ وجه كينه توزى مكن وخونى از آنها بر عهده مگير واز آنچه بر تو روشن نيست تغافل بورز .
12 - در تصديق را پورتچيان سخن چين شتاب مكن ، زيرا آنان در لباس خير خواه آب بشير مىكنند .
13 - چند طايفه را هم شور خود مكن .
الف - بخيل ، زيرا تو را از فضل واحسان منصرف مىكند واز تهى دستى بيم مىدهد .
ب - ترسو ، زيرا تو را در هر كارى بسستى وضعف مىكشاند .
ج - حريص وآزمند ، زيرا دست اندازى بر خلاف حق را در نظر تو نمايش مىدهد ، بحل وترس وحرص چند خصلت بدند كه ريشه همه آنها بد گمانى بخدا است .
14 - بدترين وزيران تو كسانىاند كه وزير واليان بدكار پيش از تو بوده اند وبا آنها در گناهان همكارى كرده اند ، مبادا اينان طرفداران ومخصوصان تو باشند زيرا كه يار گنهكاران وبرادر ستمگرانند ، تو مىتوانى بجاى آنها بهتر از آنها را بيابي ، كساني كه نظريّات ونفوذ آنها را دارند ولى وزر ووبال آنها را ندارند وبا ستمكاران وگنهكاران همكارى نكرده اند ، اين مردان پاكدامن هزينه كمترى بر تو تحميل مىكنند ونسبت بتو مهربانترند وبا بيگانه ها كم الفت ترند ، آنها را مخصوصان جلسه هاى سرّى وانجمنهاى علني خود قرار ده سپس بر گزيده تر آنها پيش تو كسى باشد كه حق را بىپرده برابر تو بگويد ودر مخالف خواست حق براي دوستانش ترا كمتر مساعدت كند چه دلخواه تو باشد چه نباشد .
15 - به پاكدامنان وراستگويان بپيوند وآنها را چنان بار آور وبپرور كه تملق ترا نگويند وبكارهائى كه نكرده اى بيهوده ستايش وخوشامد ترا نگويند ، زيرا مدح خود پسندى آورد وبغرور كشاند .
16 - مردمان درست وخوشرفتار ونادرست وبدكار را بيك چشم منگر وبرابر
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 192
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٩٢