عليهم ، وحسن الظنّ لا بدّ وأن يكون أثر التجربة والامتحان .
ثمّ وصّاه برعاية السنن الصالحة الَّتي عمل بها صدور الامّة الاسلاميّة وشاعت بين المسلمين وألفوا بها فلا يصحّ نقض هذه السنن وتبديلها بالبدع أو تركها رأسا والمقصود منها السنن الحسنة الَّتي عمل بها المسلمون اقتداء بالنبيّ صلَّى اللَّه عليه وآله أو عملوها في مشهد من النبيّ فأقرّهم عليها فصارت من السنن الاسلاميّة الثابتة .
الترجمة
1 - دلت را نسبت برعيّت پر از مهر ومحبّت ولطف كن ، نسبت به آنها چون درندهء آزار كننده اى مباش كه خوردن آنان را غنيمت شمارى ، زيرا از دو كس بيرون نيستند يا برادر ديني تو هستند يا همنوع تو محسوبند ودر معرض لغزش وخطا قرار دارند واز روى عمد ويا خطا گاهى تجاوز مىكنند ، باندازه اى در بارهء آنها گذشت وعفو منظوردار كه خود از خداوند توقّع گذشت وعفو گناه خود را دارى ، تو بالادست آنهائى ووالى تو بالا دست تواست وخداوند بالا دست كسى است كه تو را والى كرده وكار آنها را بتو وانهاده وبوسيلهء آنها تو را در معرض امتحان قرار داده است .
2 - هرگز بجنگ وستيز با خدا بر مخيز زيرا تاب انتقام أو را ندارى واز عفو ورحمتش بىنياز نيستى .
3 - هرگز از عفو خلافكار پشيمان مباش .
4 - هرگز بر شكنجه وعقوبت مبال .
5 - تا راه گريز دارى بتندى وتحكَّم مشتاب ، مگو من فرماندهم وفرمانم اجراء مىشود ، زيرا اين خود فساد در دل وسستى در دين پديد مىكند ودگرگونى وآشوب ببار مىآورد .
6 - چون از ملاحظهء حكومت ومقاومت تكبّر وسرافرازى بتو دست داد .
نگاهى بملك بزرگ خدا كن كه بالا دست تو است وتوجّه كن كه خداوند بر تو قدرت دارد وتو در برابر أو بر خود هم قدرت ندارى زيرا اين توجّه سركشى ترا
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 190
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٩٠