جنيد دربارهى او گفت : او سالى از پس سالى بر روى صندلى كفاشى مىنشست و بين هر بخيهاى ياد خدا را مىكرد . هجويرى مىنويسد كه پس از وى فرقهاى به نام خرازيه پيدا شدند كه سخنان وى دربارهى فنا و بقا را نقل كردند . ابو سعيد خراز دربارهى فنا و بقا گويد : فنا فناى بنده باشد از رؤيت بندگى و بقا بقاى بنده باشد به شاهد الهى . بنگريد كشف المحجوب 143 و 241 - 46 و الجنيد 41 و مقالات ماسينيون 203 - 5 و طبقات الصوفية سلمى 228 - 32 و رساله قشيريه 409 و حلية الاولياء ج 10 / 246 - 49 و در كتاب التعرف هم موارد متعدد از وى نقل قول شده و صفة الصفوة ج 2 / 435 - 38 در اين كتاب نقل مىشود كه خراز به زنان مريدش از پشت پرده ( ازار ) تعليم مىداده است .
شرح
( 113 ) . اين امر غير معمولى بوده است كه زنان براى نقل حديث به ديگران به آنها اجازه بدهند ، آنگونه كه در اين مورد ديده مىشود . نقل اين مطلب به اين معنى است كه أمة الحميد مريد و شاگرد نزديك خراز بوده و احاديث وى دربارهى خراز اهميت بسيارى دارد .