( 30 ) فاطمه نيشابورى *
96
از قدماى زنان خراسان و از عارفان بزرگ بود .
ابو يزيد بسطامى 97 او را ستايش كرده و ذو النّون [ مصرى ] 98 از وى سؤالها كرده است . در مكه مجاور بود و گاهى به بيت المقدس مىرفت و سپس به مكه بازمىگشت .
روزى براى ذو النّون هديهاى فرستاد . ذو النّون آن را قبول نكرد و گفت : در قبول كردن هديه از زنان مذلّت و خوارى است . فاطمه گفت : در دنيا صوفىاى از آن پستتر نيست كه سبب در ميان بيند . 99
ابو يزيد بسطامى گفت : در عمر خود تنها يك مرد و يك زن ديدم . آن زن فاطمه نيشابورى بود . از هيچ مقام وى را خبر نكردم كه آن خبر وى را عيان نبود .
و ذو النّون به او گفت : مرا پندى ده . ( و هر دو در بيت المقدس بودند ) پس به او گفت : صدق را پيشه كن و در رفتار و گفتارت با نفس مجاهده كن چرا كه خداوند تعالى مىگويد :
" فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ " .
( آنگاه چون كار قطعى شود ، اگر با خداوند صادق باشند