Islamic Mysticism , Benjamin Clark , trans . ( Notre Dame Indiana , 1997 translation of 1922 original ) .
شرح
( 11 ) . به نظر مىرسد اين كلمهى قصار از نظر عقيدتى مشكلآفرين باشد . اين جمله شامل دو اصطلاح عرفانى معرفت و اقبال است . كه معناى لفظى اولى شناخت است كه در فهم صوفيه عموما معنى گنوسيس يا عرفان را مىدهد و اقبال كه به معنى روى آوردن بهسوى خدا و يا كشاندن و جذب كردن كسى بهسوى اوست . برطبق مفهوم معمول نزد صوفيه كشش بهسوى خدا قبل از معرفت اتفاق مىافتد ، بنابراين معرفت ثمرهى اقبال است و نه اقبال ثمرهى معرفت . اما اگر معرفت را دانش شناخت خدا يعنى العلم باللّه بدانيم جملهى رابعه چنين معنايى را خواهد داد . ترجمه عبارت رابعه مطابق روايت عبد الرحمن جامى ( 899 / 1492 ) در نفحات الانس من حضرت القدس ، مهدى توحيدىپور ( تهران 1337 / 1918 - 19 ) است . نفحات ص 616 .
( 12 ) . ابو المهاجر رباح بن عمر القيسى ( متوفى 180 ه / 796 م ) از زاهدان و راويان بصره كه به سبب ترس از خدا و گريستنهايش مشهور شده بود . رياضتهاى او بيش از آنكه نمودار رفتار زاهدان اسلامى باشد از زهد مسيحانهى وى حكايت مىكرد . براى مثال اصفهانى مىگويد كه رباح عادت داشت كه هنگام نماز و عبادت شبانه طوقى آهنى بر گردن مىآويخت . همچنين او طرفدار تجرد ، توبه و زيارت خداترسانه در گورستانها بود . طبق نظر ماسينيون رباح نخستين كسى است كه نظريهى دوستى الهى ( خلد ) را آغاز كرد و به برترى اولياء بر انبياء ( تفضيل الاولياء ) معتقد بود . به جهت اشتباه كاتبان نام او را گاهى رياح نوشتهاند . بنگريد اصفهانى حليه ج 6 / 192 - 197 و ابن جوزى صفة الصفوة ج 3 / 367 - 70 همچنين اسميت كتاب رابعه 33 - 34 ، نخستين صوفيان صص 73 - 74 و مقالات ماسينيون صص 150 - 152 .
( 13 ) . هرچند اين عبارت شهرت او را به تجرد نفى مىكند ، بعضى بدعتنويسان چون دانشمند حنبلى الخشيش النسائي ( متوفى 253 / 867 ) رباح القيسى را متهم به وابستگى به گروه يا دستهاى از روحانيت مىكنند كه دوستى ايشان با خدا به آنها اجازه مىدهد تا از حد تعليمات اسلامى فراتر روند . برطبق نظر خشيش چنين رفتارهايى شامل هرزگى ايشان با دختران و پسران مىشد . بنگريد كارل ارنست ، كلماتى در وجد صوفيانه ( آلبانى ، نيويورك ، 1985 صص 100 ، 118 - 22 )
( 1985 ،Carl W . Ernst , Words of Ecstasy in Sufism ( Albany , New York