شرح
( * ) دربارهى لبابه متعبده رجوع كنيد : نفحات الانس ص 614 ، جامى در كتاب خود بخشهايى از روايت سلمى را مىآورد . شمارهى 22 كتاب حاضر هم دربارهى لبابه متعبده است كه همين شخص مىباشد و در آنجا لبابه عابده از مردم شام ناميده مىشود و معلوم نيست چرا تكرار شده است . ابن جوزى بعينه همين روايت سلمى را نقل مىكند . صفة الصفوة ج 4 / 175 . غير از آن در اعلام النساء ج 4 / 275 هم احوال وى آمده است . - م
( 19 ) . احوال لبابه در صفة الصفوة ابن جوزى ج 4 / 174 آمده است .
آنچه ابن جوزى دربارهى لبابه نقل مىكند ، همان است كه سلمى آورده است . - م
( 20 ) . اصفهانى در حلية الاولياء نام وى را احمد بن روح مىآورد و هيچ اشارهاى به تاريخ تولد يا مرگ وى ندارد ، جز اينكه به آوردن ابياتى از ابن روح بسنده مىكند كه وى در آن دربارهى لزوم پناه بردن به خدا هنگام بيچارگى و اضطرار اشاره دارد . ج 10 / 174
( 21 ) . اين پرسش در شكل مسئله مطرح مىشود و منظور استفسار نكتهاى از فقه اسلامى است . در اين اثر سلمى تنى چند از زنان چون رابعه عدويه و لبابه متعبده متخصص فقه اسلامى معرفى شدهاند . هرچند كه چنين مباحثى به ندرت به قضاوت كشيده مىشد آنها اهميت بسيارى براى زندگى روحانى جامعه قائل بودند .
( 22 ) . ولى ( جمع آن اولياء ) در قرآن به معنى مدير ، محافظ و حامى يا شفيع به كار مىرود .
در متون صوفيه معنى دوست يا محرم را نيز دارد . مثلا در واژهى ولى اللّه ، دوست خدا معنى مىدهد . اين واژه ( ولى اللّه ) در انگليسى به اين معنا ترجمه شده است : مسلمان مقدسى كه دوست خداست و بنابراين توانايى حمايت يا شفاعت ديگران را در مقام نماينده يا جانشين خدا دارد .