رسالههاى سلمى دربارهى آداب و رسوم و جمعيتهاى صوفيان ، بيش از همهى آثار او رواج يافته بود . اين آثار هنوز ميان مسلمانان وجود دارد و از اعتبار برخوردار است . در اين نوشتهها ، سلمى بيشتر به عمل توجه كرده است تا علم . گرچه تمام صوفيان اصلاحطلب آن دوران ، هم به علم و هم به عمل مىپرداختند ، اما هركدام در يكى از نوشتههايشان تأكيد خاصى بر روى يكى از آنها داشتند . براى مثال در كتاب اللّمع ، توجه خاص ابو نصر سراج معطوف به قرار دادن تصوف در حيطهى علوم الهى و فقهى اسلام بود . 86
در نظر او تصوف مذهبى بود كه ريشههاى آن را مىتوان در قرآن و سنّت يافت . به همين خاطر ، او صوفيان را علماى دينى مىداند كه مقصودشان با فقها و متكلّمان اسلام شرعى يكى است . بخش عمدهى استدلال سراج در طرفدارى از تصوف رسمى مرهون سنّت كلام مدرسى اسلامى است . بر خلاف سراج ، كلاباذى ، نويسندهى كتاب تعرف ، به تصوف بهعنوان مكتبى در تصوف اسلامى توجه چندانى نمىكند و توجه خاص خود را به يافتن منشأ عقلانى تصوف و ايجاد تعاريفى براى مراتب و مقامات عرفانى معطوف كرده است . تأكيد اين كتاب بر تعاليم در ترجمهاى . جى .
آربرى « 1 » از عنوان اين كتاب مشخص شده است : نظريهى صوفيان . ابو نعيم اصفهانى در حيله الاولياء و طبقات الاصفياء همچون سراج به دنبال دفاع آراء صوفيان ، از طريق مطابقت دادن آن با موازين اسلامى و قرآنى بود .
بر خلاف سراج و كلاباذى و بيشتر شبيه سلمى ، درصدد است تا از طريق نگارش زندگىنامه صوفيان از جايگاه تصوف در اسلام دفاع كند . وى با
هامش
( 1 ) .A . J . Arberry .