از در پيش گرفتن چنين سفر طولانى و پرمخاطرهاى اطمينان حاصل مىكرد كه در صورت بازنگشتنش ، از مادرش مراقبت مىشود . مادرش به جاى اينكه او را از اين سفر منع كند ، با كمال ميل به او اجازه داد و به پسرش گفت كه براى تأمين مخارج سفرش از ارثيه خود استفاده كند . سلمى يك سهم از سهمهايش در روستا را به قيمت يك هزار دينار طلا فروخت . قبل از رفتن ، مادرش به او گفت : " راهى خانهى خدا شدهاى . پس اطمينان حاصل كن كه فرشتگان نگهبانت چيزى ننويسند كه فردا موجب شرمندگىات شود . " 69
نام مادر سلمى در هيچ منبع موجود و يا در كتاب زنان صوفى ديده نمىشود . همچنين نام مادربزرگش ( مادر مادرش ) و يا هرگونه اطّلاعى دربارهى همسر و فرزندانش بر عموم پنهان است . از آن جايى كه نام فخرويه بنت على ، همسر پدربزرگ سلمى ، كه هيچ ارتباطى با سلمى ندارد در كتاب زنان صوفى او آمده است ، پس نبود اطّلاعاتى در مورد همسر و فرزندانش بايد از روى عمد بوده باشد . 70 در فرهنگ اسلامى به مادر در حد يك قديسه احترام مىگذارند . 71 غير از همسر ، مادر مهمترين همراه پسرش است كه روابط نزديكى با او دارد و توصيههاى او چنان ارج نهاده مىشود كه اغلب به صداى وجدان تعبير مىشود . مادر به خاطر نزديكى و صميميتى كه با پسرش دارد ، چون همسر و فرزندان وى در حيطهى مقدس محرمين ، در اندرونى خانه جاى دارد و بايد از نظر ديگران محفوظ بماند .
سلمى اگر مىخواست كه مادرش را بهعنوان نمونهاى از زنان برجسته معرفى كند ، شرط ادب آن بود كه حرمت و مقام بالايش را با پنهان نگهداشتن نامش حفظ كند . چون او خود نخواست كه بر ديگران آشكار شود ، سلمى نيز حق نداشت كه هويت او را براى عموم روشن كند .
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١١٦