در شاخههاى بسيارى چون سيره و تاريخ صوفيان ، دانش آموخته بود . 60 على بن عثمان هجويرى ( متوفى 469 / 1076 - 77 ) نويسندهى كتاب كشف المحجوب ، نصرآبادى را عالمترين و ديندارترين مرد زمان خود و " استاد ديگر مشايخ خراسان " مىداند . 61
شكى نيست كه نصرآبادى و سلمى به يكديگر نزديك بودند . سلمى بسيارى از سخنان نصرآبادى در باب تصوف را نقل كرده است و او را هنگامى كه در سال 366 / 977 نيشابور را به قصد مكه ترك مىكرد ، همراهى كرد . بنابراين مايهى تعجب است كه در كتاب زنان صوفىاش ، أمّ حسين قرشيه ، شيخ نصرآبادى را مورد انتقاد قرار مىدهد . قرشيه زنى مريد نصرآبادى و برخاسته از يكى از قدرتمندترين خانوادههاى نيشابور بود . أمّ حسين در آن حكايت چون وجدان نصرآبادى بپامىخيزد و استادش را به خاطر خطاهاى فردىاش نكوهش مىكند . براى مثال در ميانهى يكى از خطابههايش به او مىگويد : " سخنانت چه زيبا و اخلاقت چه زشت است ! " 62 محمد ذهبى تذكرهنويس ( متوفى 748 / 1374 ) از سلمى نقل مىكند كه نصرآبادى با وجود شهرت بسيارش بهعنوان استاد تصوف ، به خاطر عقايدش سركوب ، تحقير و حتّى زندانى شده بود . محكوميت وى به اين جهت بود كه به پيروانش گفته بود قبور مقدسين را همچون كعبه طواف كنند . 63
صوفى برجستهى ديگرى كه بر سلمى تأثير گذاشت ، محمد بن خفيف شيرازى ( متوفى 371 / 982 ) بود . گرچه ابن خفيف در فارس در جنوب غربى ايران زندگى مىكرد ، همسرش اهل نيشابور و متعلّق به يكى از خانوادههاى معتبر اين شهر بود كه نزد صوفيان خراسان شناخته شده بودند . 64 سلمى آشكارا ، احترام بسيارى براى ابن خفيف قائل مىشد و دربارهى او چنين
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١١٤