تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مىگويد : " عالم بر علوم ظاهرى و باطنى " و او را به‌عنوان برجسته‌ترين صوفى و شيخ زمان خود در مقام معنوى ، علمى و اخلاقى ستايش مىكند . 65 سلمى همچنين بيان مىكند كه ابن خفيف را ملاقات كرده و براى روايت احاديث نبوى و سخنان صوفيه از او اجازه كتبى گرفته است . به احتمال زياد اين ديدار در زمان بازگشت سلمى از سفر زيارتىاش از مكه بوده است . همچنين احتمال دارد كه سلمى از طريق ابن خفيف با متكلّم مشهور اشعرى ، ابو بكر باقلانى ( متوفى 403 / 1012 - 1013 ) ملاقات كرده باشد . هنگامى كه باقلانى در دوران حكومت امير آل بويه ، عضد الدوله ( دوران حكومت در فارس 338 - 372 / 949 - 83 ) از شيراز ديدن كرد ، سر زده به كلاس درس ابن خفيف رفت . او در حال تدريس كتاب اللّمع بود . اين كتاب نوشته‌ى اشعرى و درباره‌ى الهيات است . هنگامى كه باقلانى از ابن خفيف خواست كه به تدريس خود ادامه دهد ، آن صوفى اجتناب كرد و گفت : مانند كسى هستم كه مجبور است بدون آب وضو بگيرد ، اما اگر آب بيابد ، ديگر نيازى به تيمم كردن ندارد . " باقلانى پاسخ داد : " تو كسى نيستى كه بدون آب وضو بگيرى ، بلكه صاحب علمى عظيم و در مسيرى درست هستى ، پس باشد كه خداوند تو را به موفقيت برساند " ! 66 حد اقل يك روايت دالّ بر آن است كه سلمى علم كلام اشعرى را در همان شيراز از باقلانى آموخته است . 67 سلمى يك سال پس از فوت پدربزرگش به همراه نصرآبادى عازم مكه شد . ازآنجاكه ابن نجيد هيچ وارث مذكّرى نداشت تمامى ميراث او كه شامل زمين ، كالاهاى تجارتى و سه سهم از يك روستا مىشد ، به مادر سلمى رسيد . 68 سلمى در آن زمان چهل سال داشت ، ولى نمىتوانست بدون اجازه‌ى مادرش به مكه برود ، چون او امين و وارث مادرش بود و بايد قبل