است مطَّلع شدن بآن ، اين علم علميست پوشيده شده .
وأمّا وصيّت من بشما پس اينست كه پروردگار عالميان را شريك قرار ندهيد ومحمّد بن عبد الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم ضايع نگردانيد سنّت وشريعت أو را ، بر پا داريد اين دو ستون اسلام را ، وبر افروزيد اين دو چراغ هدايت را وخالى باشد از شما مذمّت مادامى كه رم ننمائيد از توحيد پروردگار وشريعت سيّد مختار .
برداشت هر مردى از شما تكليفي كه باندازهء وسع وطاقت أو است ، وتخفيف داده شد بار تكليف از جاهلان وضعيفان ، خداى شما خدائيست مهربان ، ودين شما ديني است راست ، وامام شما امامي است عالم وآگاه ، من ديروز مصاحب شما بودم ، وامروز كه با اين حالت ضعف افتاده أم عبرتم از براي شما ، وفردا مفارقت كننده أم از شما بيامرزد خداى تعالى مرا وشما را ، اگر ثابت بشود قدم من در اين دنيا كه محلّ لغزش است پس اينست مقصود شما ، واگر بلغزد قدم پس بدرستي كه ما بوديم در سايهاى شاخهاى درخت ومحلّ وزيدن بادها ودر زير سايهء أبرها كه نيست شد ونابود گشت ودر هوا جمع شده آن ابرها ومندرس شد در زمين اثر آنها .
وجز اين نيست كه بودم من همسايه كه همسايگى نمود با شما بدن من چند روزى وزود باشد كه بيابيد بعد از من بدني كه خالى باشد از روح ، چنان بدني كه ساكن باشد بعد از حركت ، وخاموش باشد بعد از گفتار ، تا وعظ نمايد بشما سكون من وچشم در پيش افكندن من ، وساكن شدن أطراف بدن من .
پس بدرستى كه مرگ پند دهنده تر است از براي عبرت يابندگان از گفتار بليغ وفصيح ، واز قول مسموع صريح ، وداع كردن من شما را وداع مرديست كه مهيا شده از براي ملاقاة پروردگار ، فردا مىبينيد روزهاى مرا ، وكشف مىشود شما را از سرّهاى من ، وبشناسيد عدالت وقدر مرا بعد از خالى بودن مكان من از من ، وايستادن غير من بجاى من با امارت وخلافت وبىمبالاتي أو در دين .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 130
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٣٠