وهر كه خاموش شد دانست أسرار أو را ، وهر كه زندگاني نمايد بر أو است روزى أو ، وهر كه وفات نمايد بسوى اوست باز گشت أو ، نديد تو را چشمها تا خبر دهد از تو صاحبان ديدها ، بلكه بودى تو پيش از وصف كنندگان از خلايق خودت ، نيافريدى خلق را از جهة ترس ووحشت ، وطلب عمل ننمودى از ايشان بجهة جلب منفعت ، پيشي نمىگيرد بتو كسى كه طلب كردى تو أو را ، وخلاصى نيافت از تو كسى كه أخذ نمودى تو أو را ، وكم نمىنمايد پادشاهى تو را كسى كه معصيت تو را نمود ، وزياد نمىكند در ملك تو كسى كه أطاعت تو را كرد ، وردّ نمىكند أمر تو را كسى كه ناخوش دارد حكم تو را ، ومستغنى نمىباشد از تو كسى كه رو گردان شود از فرمان تو ، هر نهاني در نزد تو آشكار است ، وهر غايبى در نزد تو حاضر ، توئى صاحب دوام پس هيچ نهايتى نيست تو را ، وتوئى محلّ نهايت خلايق پس هيچ گريز گاهى نيست از تو ، وتوئى وعده گاه همه پس جاى نجاتي نيست از تو مگر بسوى تو ، در دست قدرت تست موى پيشانى هر جنبنده ، وبسوى تست باز گشت هر نفس تنزيه ميكنم تو را تنزيه كردنى چه بزرگست آنچه كه مىبينيم از مخلوقات ، وچه كوچكست بزرگى آن در جنب قدرت تو ، وچه هولناكست آنچه كه مشاهده مىكنيم از پادشاهى تو ، وچه حقير است اين در جنب آنچه كه پنهانست از مادر سلطنت تو ، وچه وافر است نعمتهاى تو در دنيا ، وچه كوچكست اين نعمتها در جنب نعمتهاى آخرت .
بعض ديگر از اين خطبه در صفت فرشتگان فرموده : از ملائكة كه ساكن نمودى ايشان را در آسمانهاى خود ، وبرداشتى ايشان را از زمين خود ، ايشان داناترين مخلوقات تو است بتو ، وترسنده ترين خلايق است مر تو را ، ومقرّبترين ايشان است از تو ، ساكن نشده اند ايشان در پشت پدران ، ونهاده نشده اند در رحمهاى مادران ، وآفريده نشده اند از نطفه كه ضعيف است وبي مقدار ، وپراكنده نساخته است ايشان را حوادث روزگار .
وبدرستى كه ايشان در مكان قربى كه ايشان را است از تو ، ومنزلت ومرتبتى كه
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 324
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٣٢٤