تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
قطن وكفن ، رحمت كند خداوند مردى را كه تفكَّر كند پس عبرت بگيرد وعبرت بگيرد پس صاحب بصيرت شود پس گويا آنچه واقع است در دنيا پس از اندكى نبوده است ، وگويا آنچه كه واقع خواهد شد از آخرت پس در اندك زماني ثابت وموجود است ، وهر شمرده شد بنهايت خواهد رسيد ، وهر انتظار كشيده شده خواهد آمد ، وهر آينده نزديكست وقريب . بعض ديگر از فصلهاى آن خطبه اينست كه فرموده : عالم كسيست كه بشناسد قدر خود را وكفايت مىنمايد بمرد از حيثيت جهالت ونادانى آنكه نشناسد قدر خود را ، وبدرستى كه از دشمنترين مردان بسوى خدا هر آينه بنده ايست كه واگذارد خداى تعالى أو را با نفس خودش ، عدول كننده باشد از ميانه راه حق ، سير كننده باشد بدون راه نما ، اگر خوانده شود بسوى كشت وزراعت دنيا عمل ميكند ومشغول شود ، واگر خوانده شود بسوى كشت وزراعت آخرت كسالت مىگيرد وكاهل ميباشد ، گويا آنچه كه عمل كرد از براي خود از أمور دنيا واجب است بر أو ، وگويا آنچه كه كاهلي نمود در آن از أمور آخرت ساقط است از أو

الفصل الثاني

منها وذلك زمان لا ينجو فيه إلَّا كلّ مؤمن نؤمة ، إن شهد لم يعرف ، وإن غاب لم يفتقد ، أولئك مصابيح الهدى ، وأعلام السّرى ، ليسوا بالمساييح ولا المذاييع البذر ، أولئك يفتح اللَّه لهم أبواب رحمته ، ويكشف عنهم ضرّآء نقمته ، أيّها النّاس سيأتي عليكم زمان يكفا فيه الإسلام كما يكفا الإناء بمائه « بما فيه خ » ، أيّها النّاس