ميكند خداى را وشما عصيان مىنمائيد أو را ، وصاحب أهل شام نافرماني ميكند حق را وايشان أطاعت مىنمايند أو را ، هر آينه دوست مىدارم قسم بخدا اين كه معاوية صرافي كند با من شما را مثل صرافي دينار بدرهم پس بگيرد از من ده نفر از شما را وعوض دهد بمن يك نفر از أهل شام را اى أهل كوفه مبتلا شدم من از شما بسه خصلت ودو خصلت أما سه خصلت اينست كه : هستيد كران صاحب گوشها ، گنگان صاحب گفتار ، كوران صاحب چشمها ، أمّا دو خصلت اينست كه : نيستيد آزادگان راست در وقت ملاقاة شجاعان ونه برادران محل وثوق واطمينان هنگام ابتلاءات زمان ، خاك آلود باد دستهاى شما اى أمثال شتران در حالتي كه غايب باشد از ايشان شتربانان ايشان كه هر وقت جمع كرده شوند از طرفي پراكنده شوند از طرف ديگر ، قسم بخدا گوئيا مىبينم شما را در آنچه ظن وخيال ميكنم اين كه اگر شدّت بيابد جنگ وسخت شود حرارت كارزار بتحقيق كه منكشف شويد از پسر أبي طالب همچه منكشف شد زن از زائيدن خود ، وبدرستى كه من بر حجّت وبيّنه هستم از جانب پروردگار خود ، وبر جادّه مستقيمه هستم از جانب پيغمبر خود ، وبدرستى كه من بر راه روشن مىباشم كه پيدا ميكنم آن راه را پيدا كردنى .
نظر نمائيد بسوى أهل بيت پيغمبر خودتان پس لازم شويد بسمت ايشان ، ومتابعت نمائيد أثر ايشان را ، پس هرگز خارج نمىكنند ايشان شما را از هدايت ، وهرگز بر نمىگردانند ايشان شما را بضلالت وهلاكت ، پس اگر باز أيستند از طلب أمري باز ايستيد شما ، واگر بايستند بأمري بايستيد شما ، وپيشى نگيريد بايشان پس گمراه شويد ، وپس نيفتيد از ايشان پس هلاك شويد .
وبتحقيق ديدم من أصحاب حضرت رسالتمآب صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم را پس نديدم هيچيكى از شما را كه شبيه ايشان باشيد ، بتحقيق كه بودند ايشان صباح مىكردند ژوليده موى غبار آلوده سر بتحقيق كه شب را بروز مىآوردند در حالتي كه سجده كنندگان وايستاده گان بودند ، راحت مىنمودند ميان پيشانى ورخسارهاى خودشان را
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 133
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٣٣