تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
وأوصيائه الكرام عليهم السلام . الترجمة يعنى پس از آن انشاء كرد خداوند سبحانه وتعالى گشادن فضاها وشكافتن طرفها وگشادگيهاى هوا را ، پس جارى نمود در آن گشادگيها آبى كه تلاطم داشت وزننده يكديگر بود موجهاى أو ، وتراكم داشت وبالاى همديگر بود انبوهى أو ، بار نمود آن آب را بر پشت بادي كه تند بود وزيدن أو ، وسخت جنباننده كه شديد بود صداى أو ، پس امر نمود آن باد را به برگردانيدن آن آب بطرف بالا ، ومسلط گردانيد آنرا بمحكم بستن آن آب ومقرون ونزديك نمود آن باد را بنهايت وحدّ آن آب كه فاصله نبود ميان آنها ، هوا از زير آن گشاده شده ، وآب از بالاى آن ريخته گرديده ، پس بعد از اين بيافريد حق سبحانه وتعالى بادي كه عقيم نمود وزيدن أو را يا اين كه عقيم بود وزيدن أو يا اين كه تنك بود جاى وزيدن أو ، ودايم نمود ملازمت آن باد را بحركت دادن آب ، وشديد ومحكم نمود جريان آنرا ودور نمود مهب ومنشأ آنرا بحيثيتى كه هيچكس را اطلاع نيست بر اين كه از كجا ناشى مىشود ، پس مأمور نمود آنرا بر تحويل وبر هم زدن آب انبوه وبر هم خورده وحركت دادن وبر انگيختن موج درياها ، پس حركت داد وبجنبانيد آن باد آن آب را مثل جنبانيدن خيك دوغ بجهت گرفتن روغن ، وسخت روان شد بآن آب مثل روان شدن آن در جاهاى خالى در حالتي كه بر مىگردانيد اوّل آن آب را به آخر آن ، وساكن آنرا بمتحرّك آن ، حتى اين كه بلند شد معظم آن ، وانداخت كف را تراكم آن ، پس بلند نمود آن كف را در هواي مفتوح وفضاى واسع ، پس خلق كرد ومستقيم نمود از آن كف يا از آن آب هفت آسمان را در حالتي كه گردانيد زيرين آن آسمانها را مثل موج در صفا يا از خود موج كه ممنوع بود از سيلان ، وگردانيد بالاتر آنها را سقفي كه محفوظ بود از سقوط وانهدام ، وبنائي كه بلند بود ومرتفع بي ستونى كه نكاه بدارد آنرا وبدون مسمار وريسمانى كه منتظم وملتئم نمايد آنرا ، پس از آن زينت بخشيد آن