تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
مرا در همين جا دفن كن و قبرم را به اندازهء چهار انگشت از زمين بالاتر قرار بده و مقدارى آب بر آن بپاش « 1 » . ( 1 ) على عليه السّلام سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در دامن خود گذاشت كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به حالت اغماء فرو رفت . فاطمه ، دختر آن حضرت عليها السّلام خودش را بر روى بدن پدر انداخت و شيون و زارى مىكرد و اين شعر را مىخواند :
و أبيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به هوش آمد و اين شعر را شنيد و با صداى آهسته‌اى فرمود : دخترم ، اين گفتهء عمويت ابو طالب است . آن را نگو ، بلكه اين را بخوان :
« وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ »
« 2 » ؛ همانا محمد ، پيامبرى همانند پيامبران ديگر است ، آيا اگر از دنيا رفت يا شهيد شد ، به گذشتهء خود بازمىگرديد . فاطمه به شدت گريست . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اشاره كرد كه به او نزديك شود . فاطمه به او نزديك شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رازى را در گوش او گفت كه چهره‌اش شكوفا گرديد . بعدها از فاطمه پرسيده شد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه رازى را به تو گفت كه حزن و اندوهت بر طرف گرديد و چهره‌ات شاداب شد ؟ فرمود : او به من مژده داد كه من اولين نفر از اهل بيت هستم كه به او ملحق مىشوم و مدت زيادى طول نمىكشد كه پيش او مىروم و همين مرا خوش‌حال و شاداب كرد « 3 » ! ( 2 ) و شيخ صدوق در أمالى خود از ابن عباس روايت كرده است : سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على نزديك بيا ، على نزديك‌تر بيا ، . . . همين طور على عليه السّلام نزديك رفت تا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دست او را گرفت و پيش خود نشانيد . و در اين حال بيهوش شد . حسن و حسين برخاستند و در حالى كه گريه و زارى مىكردند ، پيش آمدند و خود را بر روى بدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انداختند . على عليه السّلام مىخواست كه آنها را دلدارى داده و از بدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جدا كند كه در همين حال آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله چشمانش را باز كرد و فرمود : على جان ، اجازه بده كه آنها را ببويم و آنها مرا ببويند ؛ از آن توشه برگيرم و بهره ببرم و آنها از من توشه برگيرند و بهره ببرند . آگاه باشيد كه اين دو بعد از
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 450 ، از امام باقر عليه السّلام . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) ، 144 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 187 ؛ امالى طوسى ، حديث 316 ؛ صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 12 ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1904 ؛ صحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 361 .