تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
( 1 ) از جمله كسانى كه با دستور رسول خدا مخالفت مىكرد ، عمر بن خطاب بود . براى همين ، آن حضرت او را فراخواند و پرسيد : اى عمر ، چه شده است كه تو را محرم مىبينم ؟ آيا قربانى به همراه آورده‌اى ؟ عمر گفت : نه ! پرسيد : پس چرا محل نشده‌اى ، در حالى كه دستور دادم كسانى كه قربانى نياورده‌اند ، از احرام خارج شوند ؟ ! جواب داد : اى رسول خدا ، به خدا قسم تا وقتى كه شما محرم هستيد ، از احرام خارج نمىشوم ! پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : تو به اين دستور الهى ايمان نمىآورى تا اين كه مىميرى ! « 1 » ( 2 ) ابن اسحاق با سند خود از عايشه روايت كرده است كه گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مردم دستور داد كه از احرام خارج شوند ، مگر كسانى كه قربانى آورده باشند . . . به دنبال آن تمام كسانى كه قربانى نياورده بودند محل شدند و زنان وى نيز از احرام خارج شدند . همچنين با سند خود از حفصه ، دختر عمر ، روايت كرده است : رسول الله به زنان خود دستور داد كه با اتمام اعمال عمره ، از احرام خارج شوند . زنانش از وى پرسيدند : اى رسول خدا ، چه چيزى موجب مىشود كه شما از احرام خارج نشويد ؟ ! جواب داد : من قربانى آورده‌ام و موهايم را تلبيد « 2 » كرده‌ام ، از اين رو نبايد محل شوم تا شترهاى قربانى را نحر كنم . « 3 » پس از آن ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مكه اقامت نكرد . از اين رو ، امّ هانى ، دختر ابو طالب ، از وى پرسيد : اى رسول خدا ، آيا در خانه‌هاى مكه اقامت نمىكنى ؟ آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : نه . « 4 » و به أبطح ، كه بين مكه و منى واقع شده بود ، رفت و همراه اصحابش تا روز ترويه ، « 5 » يعنى بقيهء روز سه‌شنبه و روزهاى چهارشنبه ، پنجشنبه و جمعه « 6 » در آنجا اقامت كرد . ( 3 ) على عليه السّلام كه از راه رسيد ، طواف و نماز و سعى را به جاى آورد ( ولى تقصير نكرد ) و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملحق شد و ديد كه آن حضرت هم تقصير نكرده است . سپس بر فاطمه عليها السّلام وارد شد كه قربانى نياورده بود و براى همين به دستور رسول خدا محل شده بود . على عليه السّلام ديد كه وى لباس رنگين پوشيده و از او
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 173 - 174 . ( 2 ) . هنگامى كه محرم بودن حجاج به طول مىكشيد ، آنان براى جلوگيرى از ژوليدگى و شپش‌زدگى و كثيف شدن موهاى خود ، بدان صمغ يا خطمى ( گلى خوشبو ) مىماليدند . ( 3 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 248 - 249 و واقدى هم آن را در مغازى ج 2 ، ص 1092 روايت كرده و در ادامه گفته است : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وارد مكه شد ، نماز را به صورت دو ركعتى با اصحاب خود به جاى آورد و سپس گفت : اى اهل مكه ، شما نمازهايتان را تمام بخوانيد ؛ زيرا همراهان من مسافر هستند . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 392 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 . ( 5 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 392 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 233 . ( 6 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1100 .