تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
خودش براى چه نوع حجى حركت كرده است . على عليه السّلام همراه با سپاهى كه از مدينه با وى عازم يمن شده بودند ، به سوى مكه حركت كرد و سى و چهار شتر را براى قربانى در نظر گرفت . از نكات قابل توجه اين است كه مقدار زيادى حلّه ( قطيفه ) يمنى همراه آن حضرت عليه السّلام بود . « 1 » او هنگامى كه به ميقات يلملم رسيد ، به همان نيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله محرم شد و فرمود : « خدايا به همان نيت پيامبر تو محرم مىشوم . » ( 1 ) وقتى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از راه مدينه به مكه نزديك شد ، على نيز از راه يمن به مكه نزديك شده بود و در منطقهء فتق در نزديكى طائف ، ابو رافع قبطى « 2 » را جانشين خود قرار داد و خودش براى ديدار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيش افتاد . او آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را كه مشرف به مكه شده بود ، ملاقات كرد و پس از ديدار و عرض سلام ، آن حضرت را جريان اقدامات خويش قرار داد و عرض كرد كه به شوق ديدن حضرت ، از سپاه خود پيش افتاده است . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نيز بسيار خوش‌حال شد و با ديدن على ، چهره‌اش شكوفا گرديد . آن‌گاه پرسيد : با چه نيتى محرم شدى ، اى على ؟ جواب داد : اى رسول خدا ، شما در نامه ننوشته بوديد كه با چه نيتى محرم مىشويد ، براى همين من نيت خود را همانند نيت شما قرار دادم و گفتم : « خدايا به همان نيت پيامبر تو محرم مىشوم . و سى و چهار شتر را براى قربانى مشخص كرده‌ام . » رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اللّه اكبر ! و من هم شصت و شش قربانى آورده‌ام . تو شريك من در حج و مناسك و قربانىام هستى . بر همين احرام باقى باش و به سوى سپاهت برگرد و به سرعت آنان را بياور تا ان شاء الله در مكه جمع شويم . ( 2 ) على عليه السّلام با او خداحافظى كرد و به سوى سپاه خويش بازگشت . او آنان را ديد كه وارد مكه شده « 3 » و در كنار سدره جمع شده‌اند در حالى كه حلّه‌هايى را كه در سپاه بوده است ، پوشيده‌اند ! وى به جانشين خود ( ابو رافع ) نهيب زد كه واى بر تو ، چه چيز باعث شده كه حلّه‌ها را به آنان بدهى ، پيش از آن كه آن‌ها را تحويل رسول خدا بدهيم ، در حالى كه چنين اجازه‌اى به تو نداده بودم ؟ ! او جواب داد : آنان از من درخواست كردند كه با اين حلّه‌ها محرم شوند تا تميزتر باشند و بعدا آن‌ها را برمىگردانند . ( 3 ) اما امير المؤمنين بدون هيچ‌گونه اغماضى ، تمام حلّه‌ها را از سپاهيان پس‌گرفت و در عدل‌هايى بسته‌بندى كرد . « 4 » اين كار موجب شد كه عده‌اى از او دلگير شوند و نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از او شكايت كنند .
هامش
( 1 ) . واقدى مىنويسد : ابن حلّه‌ها ، خمس غنائم بوده است و مفيدى مىنويسد : اين جزيهء نصاراى نجران بوده است . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1080 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، 1080 . ( 4 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 172 - 173 و ابن اسحاق آن را در سيره ج 4 ، ص 250 ذكر كرده ، الا اين كه گفته است : هنگامى كه سپاهش نزديك شد ، بيرون رفت تا همراه آن‌ها وارد مكه شود .