( 1 ) پيامبر اكرم در گوشهاى از محل اقامت خود نشسته بود كه ابو بكر آمد و در كنارش نشست . پس از آن ، عايشه و سپس اسماء آمدند و در كنار حضرت نشستند و . . . تا اين كه كمى قبل از ظهر ، غلام ابو بكر ، حيران و سرگردان آمد . ابو بكر از او پرسيد : شترت كجاست ؟ جواب داد : آن را گم كردهام ! ابو بكر برخاست و او را به باد كتك گرفت و دائما فرياد مىزد : چگونه از يك شتر هم نمىتوانى محافظت كنى و آن را گم كردهاى ؟ رسول اللّه تبسّمى كرد و فرمود : آيا از اين محرم و كارهايى كه انجام مىدهد ، تعجب نمىكنيد ؟ !
در طول مسير خبر ورود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به گوش بنى أسلم رسيد . بعضى از آنها يك كاسه بزرگ را از حيس ( خرما و روغن مخلوط شده با آرد ) پر كردند و براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آوردند و آن حضرت به همراه خانوادهاش و ابو بكر و كسانى كه با وى بودند از آن غذا خوردند .
( 2 ) در اين سفر ، صفوان بن معطّل در آخر كاروان حركت مىكرد تا اشياى به جاى مانده را بردارد و گمشدگان را راهنمايى كند . چيزى نگذشت كه او همراه با شتر ابو بكر از راه رسيد و آن را جلوى در اقامتگاه پيامبر خوابانيد و به ابو بكر گفت : نگاه كن كه چيزى كم نشده باشد . ابو بكر نگاه كرد و گفت : فقط يك كاسه بزرگ كم است ، كه آن هم نزد غلام بود .
در اين ميان ، بعضى از وسايل پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر شتر ابو بكر بار بود كه گم شده بود ، براى همين شايع شد كه ناقه رسول الله گم شده است ، از اين رو ، سعد بن عباده همراه پسرش قيس ، ناقهاى را با اسباب و اثاثيه براى آن حضرت آوردند . آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديدند كه جلوى اقامتگاه خود ايستاده است .
( 3 ) سعد گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، مطلع شديم كه شترى ، كه زاد و توشهات بر آن بار بوده ، گم شده است ، براى همين شتر خود را آوردهايم تا از اين وسايل استفاده كنيد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند شترم را با بار برگرداند . شما وسايل خود را ببريد . خداوند به شما خير و بركت عنايت فرمايد ! سپس از سعد بن عباده پرسيد : اى ابو ثابت ، مگر آن مقدار كه در مدينه از ما مهماندارى مىكنى برايت كفايت نمىكند ؟ !
سعد گفت : اى رسول خدا ، خدا و رسول او بر ما منت دارند . به خدا قسم آنچه از اموال ما را كه برمىدارى ، نزد ما محبوبتر از آن مقدارى است كه براى ما وامىگذارى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راست مىگويى اى ابو ثابت ! به تو بشارت مىدهم كه رستگار شدى !
( 4 ) روز چهارشنبه آن حضرت در سقيا فرود آمد . صبح روز بعد به أبواء رسيد و در محل مسجدى كه در سمت چپ وادى ابواء و در جهت مكه قرار دارد ، نماز به جاى آورد . سپس پيامبر حركت كرد تا به قلعههاى يمن رسيد . در آنجا ، حضرت براى استراحت زير درخت نشست . در روز جمعه ، در جحفه فرود آمد و در مسجدى كه پايينتر از منطقهء خم قرار دارد ، نماز به جاى آورد . روز شنبه نيز به قديد
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي
ص٤٨٤