تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
قبول نكرد . سپس او را به دنبال عثمان فرستاد . . . او هم گفت : مطيع خدا و رسولش هستيم . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : تو در مسجد ساكن باش كه طاهر و مطهر هستى . عده‌اى كه اين وضع را ديدند نسبت به على عليه السّلام حسادت ورزيدند . اين مطلب به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد . براى همين ضمن ايراد خطبه‌اى فرمود : عده‌اى نسبت به اين منزلت على عليه السّلام حسودى مىكنند « 1 » . . . ( 1 )

فرستادن على عليه السّلام با آيات برائت

قمى در تفسيرش با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند : از جمله آداب عرب جاهليت در مورد اعمال حج اين بود كه اگر كسى داخل مكه مىشد و با لباسى كه به تن داشت ، كعبه را طواف مىكرد ، بعد از اتمام طواف مىبايست آن لباس را صدقه مىداد و نگه داشتن و پوشيدن آن براى او حلال نبود ، براى همين عده‌اى لباسى را از ديگران به امانت مىگرفتند و با آن طواف را انجام مىدادند و سپس آن را به صاحبش برمىگرداندند و يا لباسى را كرايه مىكردند . و اگر كسى لباس امانتى يا كرايه‌اى پيدا نمىكرد و جز يك لباس نداشت ، با بدن عريان طواف را انجام مىداد !
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ، ج 1 ، ص 331 و بقيهء خبر چنان است كه از علل شرايع نقل شد . و در خبر ، اعتراض حمزه به جاى عباس ذكر شده است و رقيه به همراه عثمان آورده شده است كه هر دو توهمى بيش نيستند . اين خبر را ابن مغازلى در مناقب از خبر حذيفه بن اسيد از ابن عباس و براء بن عازب و سعد بن ابى وقاص و سعيد و عدى بن ثابت و نافع روايت كرده است . و اربلى آن را از حذيفة در كشف الغمة ، ج 1 ، ص 331 - 333 نقل كرده است و در مناقب ، ج 1 ، ص 330 - 331 ، قبل از حذيفة ، از مسند احمد ، از عمر بن خطاب و پسرش و از زيد بن ارقم نقل كرده است . و در مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 189 - 190 آمده است : حديث سدّ الابواب ( بستن درب‌ها ) را سى نفر از صحابه روايت كرده‌اند كه از جملهء آنها : ابو رافع و ابو سعيد خدرى و ابو حازم از ابن عباس و ابو الطفيل از حذيفة بن اسيد غفارى و ام سلمه و زيد بن أرقم و سعد بن ابى وقاص و علاء از ابن عمر و زيد بن على از برادرش امام باقر عليه السّلام هستند . و خطيب بغدادى هم آن را با سلسله اسناد از جابر انصارى روايت كرده است . و در مناقب ، ج 2 ، ص 191 - 192 به نقل از سمعانى در فضائل به روايت از جابر آمده است : مردى در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از عبد الله بن عمر دربارهء على عليه السّلام و عثمان سؤال كرد . ابن عمر پاسخ داد : على عليه السّلام پسر عمو و برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . سپس با دست به خانه‌اش اشاره كرد و گفت : و اين خانهء اوست كه آن را مىبينيد . و خدا به پيامبرش دستور داد كه مسجد خودش را بسازد و آن حضرت ده خانه در آن ساخت كه نه‌تاى آن براى او و همسرانش بود و دهمى مال على و فاطمه عليها السّلام بود . سپس سمعانى گفت : على عليه السّلام و فرزندانش تا زمان حكومت عبد الملك مروان در اين خانه زندگى مىكردند تا اين كه عبد الملك از اين موضوع خبردار شد و نسبت به آنها حسادت ورزيده و خشمگين شد ، براى همين دستور داد كه به بهانهء توسعه مسجد ، آن خانه را خراب كنند . در اين هنگام حسن بن حسن ( المثنى ) در آن زندگى مىكرد كه در مقابل اين اقدام ، مقاومت كرد و گفت : از آن خارج نمىشوم و به شما اجازهء تخريب آن را نمىدهم ! امّا او را با ضرب تازيانه از آن بيرون كردند و خانه را ويران نمودند . مطلب قابل ذكر اين است كه نزول سورهء برائت در ماه شوال بود و ارسال ابو بكر و سپس على عليه السّلام براى قرائت آن در ماه ذى القعده صورت پذيرفته است ، زيرا حج در آن سال به خاطر موقعيت نسىء ، در ماه ذى القعده برپا مىشده است .